بي نظم و بي هدف مباش

بي نظم و بي هدف مباش

روزي دوازده تفسير جمع آوري كردم؛ طبري، ابن كثير، بغوي، زمخشري، قرطبي، فی ظلال، شنقيطي، رازي، فتح القدير، الخازن، ابي مسعود و قاسمي. سپس تصميم گرفتم از هر تفسير روزي يك آيه مطاله كنم. لذا يك تفسير را برمي داشتم و يك آيه را مي خواندم و سپس تفسير ديگر را برمي داشتم و بدين ترتيب، تفسير يك آيه را از هر دوازده تفسير مطالعه نمودم. سپس ازخودم پرسيدم: الآن چه در ذهنم مانده؟ ديدم چيزي در ذهنم نمانده است؛ جز كلماتي كه بيشتر آنها را از قبل مي دانستم. تنها چيزي كه عايدم شد، اين بودكه احساس خستگي مي كردم؛ علت، اين بودكه روش درست مطالعه، اين نيست و ترتيب و نظمي در كارم نبود؛ بلكه كاري شتابزده و نسنجيده بود.

اگر مي خواهي از مطالعه كتابها، استفاده ببري و خسته نشوي، پس با جمع آوري منابع و مراجع زياد، خودت را خسته نكن. بلكه يك برنامه درست و هدفمند داشته باش كه تو را از عجله و خستگي حفاظت مي كند و مداومت و ادامه دادن به مطالعه را برايت تضمين مي نمايد؛ گرچه نتيجه آن كم باشد؛ كار كم اما هميشه و پيوسته، اصل بزرگي است. پيامبر) ص ) از تمام كارها، كاري را دوست داشت كه انجام دهنده اش بر آن پايبندي مي كرد، گرچه كم بود.

برگرفته از کتاب غم مخور

 

تلاش های  ديــگران را تحـقیر نـکن

تـــــــلاش های  ديـــــگران را تحــــقیر نــــــکن

از روابط اجتماعي به اين تجربه دست يافته ام كه يكي از عوامل خوشبختي تو و دوستت، اين است كه او را آنگونه كه شايسته اوست، مورد تقدير و تكريم قرار دهي؛ از آن جمله اينكه او را به بهترين نامي كه دوست دارد، صدا بزن و آن، همان اسم يا كنيه اي است كه او بدان معروف مي باشد. كسي كه برادرش را با اشاره هاي نامشخص مثل «آهاي تو» صدا مي زند، انساني كم احساس و بدنهاد است؛ آيا تو مي پسندي كه كسي، از روي قصد اسم تو را نگيرد يا اسم و كنيه ات را اشتباه بگويد؟ گمان نمي برم دوست داشته باشي. خود را به نادانی زدن و تحقير عملکرد نیک دیگران، دليل طبيعت و اخلاق زشت انسان و نشانه سردي عواطف و احساساتش مي باشد. اگر زن، خانه را تميز و مرتب كند و با خوشبو زدن، فضاي خانه را معطرنمايد، اما شوهر بيايد و تمام اينها را ناديده بگيرد و تشكر نكند و چنان نشان ندهد كه متوجه اين خوبيها شده، چقدر زن ناراحت مي شود؛ چنين كاري از بين بردن تلاش ديگران و بي توجهي به كوشش آنها است.

بنابراين به ديگران توجه كن و از كسي كه كاري كرده، تشكر نما. از منظره زيبا، بوي خوش، كارخوب، صفت پسنديده، شعر مؤثر و كتاب مفيد تعريف كن تا اسمت در دفتر اهل مروت و جوانمردي و وفا ثبت گردد.
 

تعریف بدعت، انواع و احکام آن

1- تعریف بدعت در لغت: از «بدع» گرفته شده که بوجود آوردنی است که قبلاً سابقه نداشته است. خداوند می ‌فرماید:﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأََََرْضِ. (بقره / 117)«به وجود آورندة آسمان‌ها و زمین است».

و می‌ فرماید:﴿قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ. (احقاف / 9)

«بگو: من اولین کسی نیستم که رسالت را از طرف پروردگارم به بندگان ابلاغ می ‌کنم».

بلکه پیامبران زیادی پیش از مقام رسالت را به عهده گرفته ‌اند.

وقتی گفته می‌ شود فلانی بدعتی بوجود آورده، یعنی: کاری انجام داده که قبلاً کسی آن را انجام نداده است.

ادامه نوشته

روش ایجاد کردن توان و همت ترک گناه

توجه بفرمایید هم اینک این روش را الله تعالی در دل القا فرموده اند وآن اینکه عموم مردم تصور میکنند که ما نمیتوانیم از گناهان دست بکشیم بطور مثال:نمی توانیم ریش نزنیم یا کوتاه نکنیم ،یا زنان تصور می کنند که ما از بستگان نزدیک که محرم نیستند ،از قبیل برادران شوهر یا پسران دایی و خاله ،پسر عمو و عمه ها و...نمی توانیم حجاب داشته باشیم و صورت بپوشانیم یا اصلا حجاب داشتن از ان ها مقدور نیست ،تماشای تلوزیون وسینما ،نگهداری عکس ،گوش دادن به موسیقی ،ترک این ها خیلی مشکل و ناممکن است ،نسخه ترک این همه اعتیاد ها این است که اول یک وقت خاصی را معین کنیم و حتما باید وقت تعیین بکنیم زیرا اگر وقت معین نباشد نفس وشیطان از این در وارد میشود و فریب می دهد الان زود است ،چند دقیقه بعد انجام بدهیم ،همین چند دقیقه بعد ،چند دقیقه بعد ،بعد هم گرفتاری های مهمتر باعث میشود که کار اصلی انجام نگیرد پس باید وقت خاصی را معین کنیم،پس از نماز فجر باشد به محض فراغت ،ازنماز صبح سه بار«لاحول ولاقوةالابالله »رابخوانیم که یا الله گناهانیکه از عادت جامعه قرار گرفته اند ما نمی توانیم از انها رهایی یابیم ما خودمان راناتوان فرض میکنیم ،محیط و جامعه را غالب می بینیم ،یا الله رهایی ازانها بدون دستگیری تو مقدور نیست ،خودت دستگیری کن ،پیش تو دارم التماس و زاری میکنم ،سه بار بگویید باز همان تصور که داروی تلخی است از گلو پایین نمیرود ،کی می تواند،روز اول که بعد از نماز صبح می خواهید برنامه رااغاز کنید نفس به شما خواهد گفت :شما که نمی خواهید و نمی توانید گناه را ترک کنید ،پس استفاده ازاین نسخه و دارو چه سودی دارد ؟اگرهمت کردیم ونشستیم که دعا بخوانیم یا الله !افراد خانواده ام را توفیق بده تا حجاب کامل و شرعی را رعایت کنند ،گناهانیکه در جامعه رواج یافته اند توفیق ترک ان ها را نصیب کن ،بلافاصله نفس خواهد گفت :چرا میخواهی خودت را گول بزنی ،تو که نمی خواهی گناهان را ترک بکنی پس این حرف هاچیست ،در ان لحظه به نفس چنین پاسخ بدهید که چه گناهان ترک شوند و چه نشوند من تصمیم گرفته ام این دعا را بخوانم ،گفتن چند کلمه چه ضرری دارد ؟الله تعالی توفیق عطا کند ،الله تعالی همت نصیب کند .

حضرت رسول اکرم (ص)فرموده اند «لاحول ولا قوة الا بالله »گنجی است از گنج های بهشت»تصور نکنید با یک بار گفتن به گنج بزرگی دست یافنتید ،به این سادگی به دست نمی اید ،اگر با یکبار گفتن این دعا گنج برسد ،پس کل دین تعطیل می شود ،این گنج به این سادگی گیر نمی اید ،این گنج زمانی گیر می اید که انرا به صورت نسخه دارو استفاده بکنید ،وقتی این نیت را دارید ،پس مقصود و مفهوم انرا بفهمید و ان را در ذهن مستحضر نموده و به عنوان نسخه به کار ببندیدو این با دو روش به صورت نسخعه در میاید یکی اینکه گناهانی که که شما همت ترک ان ها را ندارید ،عجز و ناتوانی خویش را به دربار مولای خویش مطرح نموده وبا التماس بگویید«لا حول ولا قوة الا بالله »یا الله گناهانیکه ترک شده اند و من از ان هادورمانده ام ثمره توفیق و یاری توست ،به گنج بهشت دست خواهید یافت. ان شاء الله      

 با تشکر از محبان فاروق

عسل را بردار اما کندو را نشکن(از سری بحث های روانشناسی اسلامی)

بعضی از مردم هستند که دیگران,عاشق دیدارشان می باشند و با جان و دل از آنها استقبال می کنند.زیرا اینها سخنانی دوست داشتنی به زبان می آوردند و در داد وستد,خرید و فروش و دیدار و خداحافظی رویکرد زیبا و پسندیده ای دارند.

نرمی در هر چیزی,آن را زیبا و قشنگ می نماید,اما نبود نرمی در چیزی,آن را زشت می گرداند.مانند نرمی در سخن گفتن,لبخند زیبا,سخن خوب هنگام دیدار.اینها لباسهای زیبا و آراسته ای هستند که سعادتمندان بر تن می نمایند.بلکه صفات و ویژگی های انسان مومن می باشند.مانند زنبور عسل که شهد گلهای شیرین را می مکد و محصولی شیرین می سازد و هرگاه بر گلی بنشیند,آن را نمی شکند.چون خداوند به سبب نرمی و مهربانی چیزهایی ارزانی می دارد که با خشونت و سختی نمی دهد.بعضی از مردم هستند که دیگران,عاشق دیدارشان می باشند و با جان و دل از آنها استقبال می کنند.زیرا اینها سخنانی دوست داشتنی به زبان می آوردند و در داد وستد,خرید و فروش و دیدار و خداحافظی رویکرد زیبا و پسندیده ای دارند.دوستیابی,فنی است که مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته و انسانهای شرافتمند و نیکو,این فن را خوب می دانند.آنها هر جا که حضور یابند,از هر سو مردم پروانه وار گرد آنها حلقه می زنند.اگر انها بیایند,شادی و الفت با خود به همراه دارندو وقتی حضور نداشته باشند,همه سراغشان را می گیرند وبرایشان دعا می کنند.این سعادتمندان,برنامه ای اخلاقی دارند.برنامه ای با این عنوان که(ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عدوه کانه ولی حمیم):با همان شیوه که بهتر است,برخورد کن.ناگهان می بینی کسی که میان تو و او دشمنی بوده,گویا دوست صمیمی است.

آنها,کینه ها را با عاطفه جوشان و بردباری گرم و گذشت زیبای خود می مکند,بدی را فراموش می نمایند و نیکی را به یاد دارند,سخنان ناشایست را می شنوند,اماگوششان به آن بدهکار نیست.بلکه هیچگاه آن سخنان را به خاطر نمی آورند.آنها خودشان در آرامش هستند و سایر مسلمانان نیز از دست آنها در امنیت و سلامتی قرار دارند.{مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند}.{مومن کسی است که مردم درباره ی خونها و اموالشان او را امین خود بدانند}.{خداوند,به من دستور داده که پیوند خویشاوندی خور دا با کسی که آن را بریده,برقرار دارم و از کسی که بر من ستم روا داشته ,گذشت کنم و به کسی که به من چیزی نداده,چیزی بدهم}.(احادیث)

خوب خواندی؟حالا خوب در موردشون فکر کن.


استخراج از کتاب غم مخور