ای تارک نماز...

ای تارک نماز!!

اي تارك نماز !! چگونه سخنم را آغاز كنم در حالي كه تو همه پل هاي بين من و خود را خراب كرده اي؟! و چه دارم كه به تو بگويم؟! و چگونه بگويم؟ از راه تشويق وارد شوم؟... و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟...
اي تارك نماز !! فكر مي كني كه هستي؟
آيا تا اين حد خود را از پروردگارت بي نياز مي داني كه از سجده براي او خودداري مي كني؟
آيا غرور و تكبر تو را به آنجا رسانده كه از ايستادن خاشعانه در برابر پرورگارت ابا مي كني؟ { اي انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است ... O پروردگاري كه تو را آفريده است و سپس سر و سامانت داده است و بعد معتدل و متناسب كرده است O و آنگاه به هر شكلي كه خواسته است تو را در آورده است و تركيب بسته است. } [انفطار: 8 ـ 6 ]
اي تارك نماز !! آيا نمي داني نماز آخرين چيزي است كه انسان مسلمان به آن پايبند خواهد ماند و اگر آن را ضايع كند تمام دين خود را زير پا نهاده است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: «گره هاي اسلام يكي پس از ديگري باز خواهند شد، پس هرآنگاه گرهي باز شد مردم به گره بعدي چنگ خواهند زد. اولين آنها حكم است و آخرين آنها نماز.» [ابن حبان در صحيح خود روايت نموده و آلباني آن را صحيح دانسته است]
اي تارك نماز !! مگر نمي داني هر كس عمدا نماز را ترك كند از حفظ و مراقبت الهي محروم خواهد شد؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: « به الله شرك مورز حتي اگر شكنجه شوي و سوزانده شوي، از پدر و مادرت اطاعت كن حتي اگر تو را از اموالت محروم سازند و از هر آنچه از آن توست، و نماز را عمدا ترك مكن كه هركس نماز را عمدا ترك گويد از حفظ و مراقبت الله محروم خواهد شد» [طبراني آن را روايت كرده و آلباني آن را حسن لغيره دانسته است]
اي تارك نماز !! اگر نماز را ترك كني چه چيز از اسلام برايت باقي خواهد ماند؟ آيا نمي داني نماز ستون اسلام و خيمه ايمان است؟
اي تارك نماز !! آيا نمي داني ترك نماز كفر و شرك و گمراهي است؟
رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: « فاصله ميان انسان و شرك و كفر، ترك نماز است» [روايت مسلم]
همچنين رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: «پيمان بين ما و آنها نماز است، هر كه آن را ترك گويد كفر ورزيده است» [احمد و ترمذي روايت كرده اند و آلباني آن را صحيح دانسته است]
عمر بن الخطاب رضی الله عنه مي فرمايد: همانا هر آنكه نماز را ضايع كند سهمي از اسلام ندارد.
ابن مسعود رضی الله عنه مي فرمايد: هر آنكه نماز را ترك كند دين ندارد.
عبدالله بن شقيق رحمه الله مي گويد: اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم ترك هيچ عملي جز نماز را كفر نمي دانستند.
ابراهيم نخعي رحمه الله مي گويد: هر كس نماز را ترك كند كفر ورزيده است.
امام ذهبي رحمه الله مي گويد: آنكه نماز را از وقت آن به تاخير مي اندازد مرتكب گناه كبيره شده است و هركس آن را كاملا ترك گويد مانند آن است كه زنا و دزدي كند. و ترك هر نماز يا از دست دادن آن گناه كبيره است پس اگر اين كار را چند بار تكرار كند او از اهل كبائر است مگر اينكه توبه نمايد، اما اگر ترك نماز را ادامه دهد او از زيانكاران و اشقياء و مجرمان خواهد بود.
اي تارك نماز !! آيا نمي داني ترك نماز و سهل انگاري در آن «نفاق» است؟ { بيگمان منافقان خدا را گول مي زنند! در حالي كه خداوند ايشان را گول مي زند. منافقان هنگامي كه براي نماز بر مي خيزند، سست و بي حال به نماز مي ايستند و با مردم ريا مي كنند و خداي را كمتر ياد مي كنند و جز اندكي به عبادت او نمي پردازند }
[نساء : 142]
و رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: «سنگين ترين نماز براي منافقان نماز عشاء و نماز صبح است و اگر آنها مي دانستند در اين نمازها چه چيزي است حتي سينه خيز براي اداي آنها [در مسجد] حاضر مي شدند» [متفق عليه]
دوست بي نماز من! مي بيني! حتي منافقان نماز مي خواندند... اما براي ريا... اما تو هرگز نماز نمي خواني!!...
اي تارك نماز !! تمام موجودات براي پروردگار خود سجده مي كنند به جز تو!! : { آيا نديده اي و ندانسته اي كه تمام كساني كه در آسمان ها بوده و همه كساني كه در زمين هستند، و خورشيد و ماه و ستاره ها و كوه ها و درختان و جانوران و بسياري از مردمان، براي الله سجده مي برند و بسياري از مردمان هم عذابشان حتمي است و الله هر كه را بي ارزش كند، هيچكسي نمي تواند او را گرامي دارد، الله است كه هر چيزي را كه بخواهد انجام مي دهد } [حج : 18]
و اگر تو نماز را بر پا نداري از آنهايي خواهي بود كه عذاب بر آنها حتمي شده است.
اي تارك نماز !! آيا راضي مي شوي كه جمادات و حيوانات و ديگر مخلوقات بهتر و عاقلتر از تو باشند؟
اي تارك نماز !! آيا نمي داني تارك نماز در روز قيامت دچار ذلت و ترس و خواري خواهد شد؟ الله سبحانه و تعالي مي فرمايد:
{ روزي، هول و هراس به اوج خود مي رسد و كار سخت و دشوار مي شود. در اين هنگام از كافران و مشركان خواسته مي شود كه سجده كنند اما آنها نمي توانند چنين كنند O اين در حالي است كه چشمانشان به زير افتاده است، و خواري و پستي وجود ايشان را فراگرفته است. پيش از اين نيز (در دنيا) بدانگاه كه سالم و تندرست بودند به سجده بردن خوانده مي شدند } [قلم : 43 ـ 42]
چه حسرت شديدي اگر در حالي كه تارك نماز هستي مرگت فرا رسد...
چه مصيبت عظيمي اگر در اين حال در روز قيامت برانگيخته شوي...
و تا چه اندازه ـ اي تارك نماز ـ با ترك نماز جرمت بزرگ خواهد بود...
اي تارك نماز !! آيا نمي داني ترك نماز باعث غفلت و قسوت قلب خواهد شد؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: «حتما گروه هايي از ترك نمازهاي جمعه خودداري خواهند كرد و يا اينكه حتما الله بر دلهايشان مهر خواهد زد و سپس از جمله غافلان خواهند بود.» [روايت مسلم]
اي تارك نماز !! آيا نمي داني تارك نماز به همراه كافران و بدكاران در دوزخ عذاب داده خواهد شد؟ به پاسخ اهل آتش هنگامي كه از آنها سوال شد چرا به جهنم وارد شده اند توجه كن: { چه چيزهايي شما را به دوزخ كشانده و بدان انداخته است؟ O مي گويند: (در دنيا) از زمره نمازگزاران نبوده ايم. } [مدثر : 43 ـ 42]
و همچنين الله سبحانه و تعالي مي فرمايد: { بعد از آنان فرزندان ناخلفي جايگزين شدند كه نماز را هدر دادند و به دنبال شهوات راه افتادند و گمراهي خواهند ديد. } [مريم : 59]
اي تارك نماز !! آيا نمي داني ترك نماز موجب تاريكي و هلاكت و گمراهي در دنيا و آخرت خواهد بود؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد : «هر آنكه بر نماز محافظت كند، نماز در روز قيامت براي او نور و برهان و نجات خواهد بود، و هر آنكه بر آن محافظت ننمايد نماز براي او نور و برهان و باعث نجات نخواهد شد و در روز قيامت به همراه قارون و فرعون و ابي بن خلف خواهد بود.» [احمد آن را با سند خوب (جيد) روايت نموده است و همچنين منذري]
پس ـ اي بي نماز ـ آيا دوست داري به همراه رهبران كفر و سران ظلم و گمراهي محشور شوي؟
اي تارك نماز !! آيا مي داني ترك نماز از بزرگترين مصيبتها و بلاهايي است كه بر سر تو آمده است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم مي فرمايد: «كسي كه نماز عصر را از دست بدهد مانند اين است كه خانواده و اموالش را از دست داده باشد» [روايت بخاري]
يعني تمام خانواده و خويشاوندان و مال و ثروتش از دستش برود... اين فقط در مورد نماز عصر است... حال در مورد كسي كه تمام نمازهايش را از دست بدهد چگونه خواهد بود؟!
اي تارك نماز !! آيا مي داني ترك نماز يعني نگراني و اضطراب؟ يعني افسردگي؟ يعني تنگي در زندگي؟ الله جل جلاله مي فرمايد: { و هركه از ياد من روي بگرداند زندگي تنگ خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا گرد مي آوريمO خواهد گفت: پروردگارا چرا مرا نابينا جمع آورده اي؟ من كه قبلا بينا بودمO مي گويد: همين است، آيات من به تو رسيد و تو آنها را ناديده گرفتي همانگونه هم تو امروز ناديده گرفته مي شوي } [طه : 126 ـ 124]
پس تاسف و حسرت براي تو اي بي نماز! چگونه زمان مي گذرد و عمر به پايان مي رسد در حالي كه قلب تو از پروردگارت غافل است؟
چگونه از دنيا خواهي رفت در حالي كه از بهترين آنچه در آن است بي بهره مانده اي؟ و بهترين نعمت دنيا عبادت الله و ذكر و شكر و نماز براي اوست...
اي تارك نماز !! چه چيز دينت براي تو با ارزش خواهد بود اگر نماز برايت بي اهميت باشد؟ آيا نمي داني هر كه نماز را بي ارزش بدارد امور ديگر برايش بي ارزشتر خواهد بود؟ حسن رضی الله عنه مي فرمايد: اي فرزند آدم! اگر نمازت براي تو بي ارزش شد پس ديگر چه چيز برايت ارزش خواهد داشت؟!
بسوي پروردگارت برگرد قبل از آنكه مرگ در اين حالت به سراغت بيايد..
بسوي پروردگارت توبه كن قبل از آنكه بگويي { ... پروردگارا مرا به دنيا بازگردانيد O تا اينكه كار شايسته اي بكنم و فرصتهايي را كه از دست داده ام جبران نمايم } و در جواب به تو گفته شود: { نه } [مؤمنون : 100 ـ 99]
بسوي پروردگارت بازگرد قبل از آنكه بگويي: { كاش براي زندگي خود پيشاپيش (خيرات و حسناتي) مي فرستادم } [الفجر : 24]
بسوي پروردگارت برگرد قبل از آنكه بگويي: { پروردگارا !! بيرونمان بياور تا كارهاي شايسته اي انجام دهيم كه جداي از كارهايي باشد كه قبلا مي كرديم } [فاطر : 37]
و بسوي پروردگار توبه كن پيش از آنكه بگويي: { كاش من خاك مي بودم } [النبأ : 40]

بر گرفته از سایت بیداری اسلامی

بیست نکته مهم

۱-مرگ با گناهان آمد  ــــــــــــــــــــــــــــ    بهشت با نعمت ها رفت

۲-ترانه وموسیقی امد ـــــــــــــــــــــــــــ    تلاوت قــــــــــــرآن رفت

۳-اعتیــــــــــاد آمد    ـــــــــــــــــــــــــــــ    وجــــــــــــــــدان رفت

۴-ماهواره آمـــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ    غیــــــــــــــــــــرت رفت

۵-شراب آمـــــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ     ایمــــــــــــــــــان  رفت

۶-قوم پرستی آمـد  ــــــــــــــــــــــــــــــ    بـــــــــــــــــــرادری رفت

۷-چشم چرانی آمد ـــــــــــــــــــــــــــــــ    آبـــــــــــــــــــــرو رفت

۸-محبت دنیا آمـــد  ـــــــــــــــــــــــــــــــ   خوف وترس آخـــرت رفت

۹-دروغ آمــــــــــد   ـــــــــــــــــــــــــــــــ    اعتمـــــــــــــــــاد رفت

۱۰-شرک آمـــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ     توحیـــــــــــــــــد رفت

۱۱-فیلم آمـــــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ     علــــــــــــــــــــم رفت

۱۲-مُد آمـــــــــــد   ـــــــــــــــــــــــــــــــ     حیـــــــــــــــــــاء رفت

۱۳-سینما آمــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ      مدرســـــــــــــه رفت

۱۴-ویدئو آمــــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ     هدایـــــــــــــــت رفت

۱۵-رسم ورواج آمد  ــــــــــــــــــــــــــــــ     ســــــــــــــــنت رفت

۱۶-فوتبال آمــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ    کار دین و دنیـــــا رفت

۱۷-هوس آمـــــــد   ـــــــــــــــــــــــــــــ    آرامـــــــــــــــــش رفت

۱۸-سود.ربا.رشوه آمد ـــــــــــــــــــــــــ    حـــــــــــــــــــــلال رفت

۱۹-بانک آمــــــــد   ــــــــــــــــــــــــــــــ    بـــــــــــــــــــــرکت رفت

۲۰-تلویزیون آمـــد  ــــــــــــــــــــــــــــــ     خــــــــــــــــــــواب رفت

   منبع:قران وسنت اسلام

تجربه حجاب در آمریکا از زبان دختران محجبه

دختران محجبه آمریکایی از تجربه حضور خود در جامعه آمریکا می گویند.
دختران محجبه آمریکایی معتقدند اگرچه محجبه بودن آنها محدودیت عمده ای را در جامعه آمریکا برایشان به بار نمی آورد، اما همواره آنها را در معرض سوء برداشت ها و تصورات غلط دیگران قرار می دهد.


سارا دختر محجبه مسلمان که در آمریکا به دنیا آمده و در حال حاضر در یک بانک کار می کند معتقد است:


حجاب در اسلام صرفا یک سمبل دینی نیست بلکه یک حکم واجب در مورد چگونگی پوشش زنان است.


وی می گوید: من یک مسلمانم و حجاب یکی از قوانین اسلامی است. بنابراین هرگز از آن دست نخواهم کشید.


او به گفته خودش همیشه در جامعه آمریکا آمادگی هر گونه سوال، نگاه متعجب و یا تصور غلطی را راجع به تکه پارچه ای که بر روی سرش می اندازد دارد.


سارا که 22 ساله است و از چهار سال پیش تا کنون حجاب اسلامی را رعایت می کند درباره اولین تجربه حضور با حجاب در جامعه آمریکا می گوید:


وقتی برای اولین بار روسری سر کردم در دبیرستانی در ایالت کالیفرنیا درس می خواندم. از آنجا که در دبیرستان ما مردمی با فرهنگ ها و ادیان متفاوت حضور داشتند در آنجا مشکلی به خاطر حجابم نداشتم. اما وقتی برای اولین بار به واشنگتن آمدم نگاه های متعجب یک زوج غیر مسلمان را خوب به خاطر دارم. اگرچه هیچ گاه به خاطر حجابم مورد حمله قرار نگرفتم اما همیشه در معرض نگاه ها، حرفها و نقطه نظرات منفی قرار داشته ام.


امینه صالح دیگر دختر محجبه آمریکایی نیز معتقد است حجاب هیچ محدودیتی را در به دست آوردن اهدافی که در زندگی داشته برای او به همراه نداشته است. او که 24 سال سن دارد می گوید: من در حال حاضر در یک داروخانه کار می کنم و با مردم زیادی در هر روز سر و کار دارم. با این همه هرگز احساس نکرده ام که حجاب من منزلت اجتماعی مرا در چشم مردم پایین آورده باشد.


جاسمین دختر 16 ساله ای که در ویرجینیا زندگی می کند نیز معتقد است تصورات غلط بسیاری در میان مردم راجع به حجاب وجود دارد. وی می گوید:


وقتی برای اولین بار در جمعی پا می گذاری حتی انتظار ندارند که تو بتوانی حرف بزنی. آنها تصور می کنند تو هیچ نظری برای ابراز کردن نداری.


او معتقد است خداوند هرگز از ما نخواسته که از جذابیت های زندگی دست بکشیم. ما باید در فعالیت های اجتماعی شرکت کنیم. ورزش کنیم، تفریح کنیم و مانند بقیه زندگی خود را داشته باشیم. در عین حال می بایست همواره به دنبال راهی بگردیم تا جذابیت های زندگی را با قوانین دینی خود سازگار کنیم.



گفتنی است در حال حاضر حدود 6 تا 7 میلیون مسلمان در ایالات متحده زندگی می کنند که این تعداد کمتر از 3 درصد جمعیت 300 میلیونی این کشور را دربرگرفته است.

http://m-salah.blogfa.com/post-1429.aspx

اموری که رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم ) از آن نهی فرموده است

م  

اوامر و   نواهی    

دلیل از آن نهی فرموده است

۱

کبر

«لایَدخُلُ الجَنَّهَ مَن کَان فی قَلبِهِ مِثقالُ  ذَرّهٍ مِن کبر »هرکس به اندازه ذره ای کبر دردلش  وجود  داشته باشد از بهشت محروم خواهد ماند. الکبرُ: بَطَرُ الحَقِّ أی  رَدُّهُ ؛ و َ غَمطَ الناس أی احتِقارُهُم . کبر : عبارتست از  پشت پا زدن و پایمال کردن حق و حقیر شمردن مردم .

۲ ریا کاری

«مَن سَمَّعَ سَمَّعَ الله ُ بِهِ ، وَمَن یُرائِی یُرائِی اللهُ بِهِِ » سَمَّعَ الله به : فضحه یوم القیامه ، یرائی به : یُظهر سریرته . هر کس ( کاری را در پنهان انجام دهد و بعد برای مطرح شدن و ریاکاری آن را ) به مردم بشنواند خداوند او را در روز قیامت رسوا می کند ، و هر کس ( به منظور تظاهر و ریا ) کاری را در منظر دیگران انجام دهد خداوند رازش هویدا می کند ( و آبرویش را می برد )

۳

فحش و ناسزا گویی

« إن شَرَّ الناس منزلهَ عِندَ الله یَومَ القیامهِ مَن وَدَعَهُ أَو تَرَکَهُ الناس ُ اتِّقاءَ فُحشِهِ » . در روز قیامت همانا بدترین مردم از نظر جایگاه و منزلت در نزد خداوند کسی است که دیگر مردم از ترس ناسزاگویی او از وی کناره گیری کنند .

۴

دروغ

«وَیلٌ لِّلّذی یُحَدِّثُ بالحَدِیثِ لِیُضحِکَ بِهِ القَومَ فَیَکذِبُ ، وَیلٌ لَهُ ، وَیلُ لَهُ » .وای بر کسی که برای خندان دیگران به دورغ سخن پردازی می کند . وای بر او ، وای بر او .

۵

فتنه و گناه

«تُعرَضُ الففِتَنُ عَلَی القُلُوبِ کَالحَصِیر عُوداً ، فَأَیُّ قَلبٍ أُشربَهَا نُکِتَ فِیِهِ نُکتَةً سَوداءُ»فتنه ها چون بوریایی در پی بر قلب عرضه می گردند . پس هر قلبی که بدان آمیخته گردد در آن نقطه ای سیاه ایجاد می شود .

۶

تجسس

«وَمَن استَمَعَ إلَی حَدِیثِ قَومٍ وَهُم لَهُ کَارِهونَ ، أو یَفِرُّنَ مِنهُ صُبَّ فِی أُذُنِهِ الانُک یَومَ القِیامَهِ »کسی که به سخنان مردم گوش فرا می دهد در حالیکه آنها ناراضی اند ( استراق سمع می کند ) در روز قیامت در گوشهای وی سرب خواهند ریخت .

۷

تصویر

«إنَّ أشَدَّ النَّاس عَذَاباَ یَومَ القیامَه المُصَورُونَ » همانا بدترین مردم از نظر عذاب در روز قیامت تصویر گران اند.

«لا تَدخُلَ المَلائِکَهُ بَیتٌا فِیهِ کَلبُ وَلاصوُرة» فرشتگان در خانه ای که سگ و تصویر وجود دارد وارد نمی شوند . ( تصویر گری را برخی اعم از عکاسی ، مجسمه سازی ، نقاشی و ... دانسته اند ولی عده ای تنها مجسمه سازی را مصداق آن دانسته اند ) .

۸

سخن چینی

لا یَدخُلُ الجَنَّةَ نَمَّامً » والنمیمة هی :نقل الحدیث بین الناس لغرض الإفساد . سخن چین به بهشت وارد نمی گردد  . سخن چینی : یعنی نقل و انتقال سخن میان مردم به منظور ایجاد فساد ( و تباهی )

۹

غیبت

«أتَدرُونَ مَا الغیبَةُ ؟ قالوا : اللهُ وَرَسُولُهُ أَعلَمُ قالَ : ذکرُکَ أخَاکَ بِمَا یَکرَهُ قِیلَ :أَفَرَأَیتَ إن کَانَ فِی أَخِی مَا أقُولُ ؟ قالَ : إن کَانَ فِیهِ مَا تَقُولُ فَقَد اغتَبتَهُ ، وَإن لَم یَکُن فِیهِ فَقَد بَهَتَّة » ( رسول خدا ) آیا می دانید غیبت چیست ؟ ( اصحاب ) عرض کردند : خدا و رسول او داناترند ( رسول الله ص) فرمود : اینکه برادرت را به آنچه ناپسند می داند یاد کنی . گفته شد : ما را خبر بده ( ای رسول الله ) اگر آنچه ( از بدی ) یاد می کنیم در برادرمان وجود داشته باشد باز هم ( غیبت محسوب می شود ؟ ) رسول الله ص  فرمود : اگر آنچه  ( از بدی ) درباره او می گویی در او وجود داشته باشد تو او را غیبت کرده ای ، و چنانچه ازآنچه می گویی مبرا باشد بدو تهمت روا داشته ای .

۱۰

لعن کردن

«لَعنُ المُؤمِنِ کَقَتلِهِ» ،«لایَکُونُ اللعَّانُونَ شُفَاءَ وَ لا شُهَدَاءَ یَومَ القِیامَةِ»اینکه مومنی را لعن کنی گویی که او را کشته ای . لعنت کنندگان  در روز قیامت نه شفاعت کننده و نه قادر به شهادت اند

۱۱

خوشبویی برای زن در بیرون از منزل

«کلُّ عَینٍ زَانِیَة، وَالمَرأَةُ إِذَا استَعطَرَت فَمَرَّ بِالمَجلِسِ فَهیَ کَذَا وَ کَذَا یَعنی زَانیِةَ » همانا هر چشم زنا می کند و زنی که خویشتن را عطر آگین کرده ، در مجلس ( نامحرمان) آمد و شد می کند نیز اینچنین است . یعنی زناکار است ( زنای چشم نظر کردن به نامحرمان است ) .

۱۲

متهم کردن مسلمان به کفر

«أیّمَا رَجُل قالَ لأخِیهِ : یا کافِرُ فَقَد باء بِها أَحَدُهُمَا ، فَإن کَانَ کَمَا قالَ وَإلارَجَعَت عَلیهِ »هر کس برادر ( مسلمانش)را کافر خطاب کند چنانچه شخص ( مخاطب ) آنگونه باشد ( یعنی کافر باشد مشکلی پیش نمی آید ) اما چنانچه شخص ( مخاطب)  آنگونه باشد( یعنی کافر باشد مشکلی پیش نمی آید ) اما چنانچه مخاطب از کفر عاری باشد صفت کفر به خود او باز می گرد .

۱۳

بزرگ شمردن منافق

«لا تَقُولُوا لِلمُنَافِقِ سَیّدٌ فَإِنَّهُ إِن یَکُ سَیِّدًا فَقَد أَسخَطتُم رَبَّکُم » منافق را بزرگوار خطاب نکنید ، زیرا هر چند او بزرگوار باشد ( باز هم اینگونه خطاب ) پروردگار شما را خشمگین می کند . ( کنایه از بی توجهی به منافق و عدم مدح وی )

۱۴

زیارت قبرها برای زنان

«لَعَنَ الله زَوِّارت القُبُور » خداوند زنانی را که به زیارت قبور می روند لعنت فرموده است . «قالت أم عطیه (رضی الله عنه ) نُهینا عَن اتِّباع الجَنَائِز وَلَم یُعزَم عَلَینا » ام عطیه (رضی الله عنه )  می گوید ما از متابعت ( و مشایعت ) جنازه منع شدیم ولی در این کار بر ما سختگیری  نشد .( منظور عدم وجوب و عدم قطعیت امر است ) .

۱۵

نوحه سرایی

«مَن نیحَ عَلیهِ فإنَّهُ یُعَذَّبُ بِما نِیحَ عَلیه یَومَ القِیامَةِ » کسی که برایش نوحه سرایی شود در روز قیامت جون بر وی نوحه خوانده شده است عذاب می گردد .« لعَنَ رَسُولُ اللهِ (ص) النّائِحَة وَ المُستَمِعَةَ» رسول الله ( صل الله علیه و آله و سلم ) کسی را که  نوحه سرایی می کند  و آنکه به آن گوش فرا می دهد را لعنت فرمود .

۱۶    

دشمنی با دوستان خدا

«إِن الله َ قَالَ : مَن عَادَی لِی وَلِیًّا فَقَد اذَنتُهُ بِالحَربِ »  خداوند متعال می فرماید : هر کس با ولی ( و دوست ) من دشمنی کند او را به جنگ فرا می خوانیم .

چرا باید نماز بخوانیم

برای برپا داشتن یاد خدا نماز می خوانیم نماز دارای تأویل و مفهومی است که تمام معنای عبودیت در آن خواهد بود معنای رکوع آن این است که می گوییم : خداوندا ! من به تو ایمان می آورم و ازآن دست بر نمی دارم ، گر چه گردنم زده شود و چون سر از رکوع بر می داریم سَمِعَ الله لِمَن حَمِدَه یعنی خداوندا !تو مرا از عدم به وجود آوردی و من چیزی نبوده و نیستم پس هستی مطلق تویی و هنگامی که سر بر سجده می نهیم می گوییم خداوندا! مرا از خاک آفریده ای و سربلندکردن از سجده یعنی : مرا از خاک خارج گردانده ای.
ادامه نوشته

آثار مخرّب کانالهاي ماهواره اي

آثار مخرّب کانالهاي ماهواره اي

برادرعزيز… خواهر گرامي…

ميخواهم با شما درد دلي آغاز کنم؛ در رابطه با وسيلهاي که آن را بر بلنداي بام خانهات قرار دادهاي، وسيلهاي كه قامتش را با فخر و سرور برافراشته و با تکبّر و غرور کامل سر خود را بالا گرفته و ابرها را ميخراشد. دستانش را براي دوستي به سمت هر كس و ناكسي ميگشايد و از هر گونه موج آسماني با آغوش باز استقبال ميكند ...

ادامه نوشته

سخنان نغز از صاحبان مغز

چندی از سخنان نغز از صاحبان مغز براتون گذاشتم .امیدوارم مورد استفاده شما قرار بگیرد .

ادامه نوشته

آیا چشم زدن حقیقت دارد؟

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:«چشمزدن حقیقت دارد و شیطان و حسادت انسان باعث آن میشوند». بخاری (۱۰/۲۰۳),, امام احمد در المسند (۲۱۴۳۹)به مقتضای این حدیث شریف پیرامون هر انسانی شیاطینی در کمین اند تا او را گرفتار سازند و هر انسانی در معرض حسادت قرار دارد و هر کسی را که خدا حفظ نکند چشم میخورد.

ادامه نوشته

غیبت گناه بزرگ

غیبت گناه بزرگ

امروزه غیبت نقُل زبان مردم شده است با وجود اینکه می دانند که غیبت گناه بزرگی است اما باز هم از غیبت دوری نمی کنند. در این جا براتون گذاشتم که غیبت کردن چه گناه بزرگی است و چه عواقبی دارد ....

ادامه نوشته

چشم چرانی و راه های علاج آن

متاسفانه یکی از نشانه های سستی ایمان چشم چرانی است که رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را به منزله زنای چشم دانسته اند.پس بر مسلم لازم است تا از این گناه بزرگ دوری کند.

به همین علت مطلبی را برایتان گذاشتم در مورد چشم چرانی و راه های علاج آن

ادامه نوشته

زندگینامه ملا محمد ربیعی

یکی از شهدای خطه  کردستان ملا محمد ربیعی است که سال ها پیش به جرم ندای قرآن وسنت به ترور رسید.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

زندگینامه ملا محمد ربیعی

استاد محمد ربيعي فرزند مرحوم ملا عبدالحكيم در سال 1311 شمسي در روستاي دره‌اسب از توابع منطقه ديواندره ديده به جهان گشود و در سن 5 سالگي قرآن را نزد مادرش به اتمام رساند . مقدمات صرف و نحو را نزد پدر و عموي گراميشان ملا محمود ربيعي (رح) فرا گرفت و بعد از وفات ايشان نزد استاداني ديگر از ايران و عراق علوم ديني را دنبال كرد . از سن 12 سالگي به نوشتن علاقمند شد و وقايع روزانه را به صورت داستان در قالب نظم و نثر به رشته تحرير در مي‌آورد . استاد پس از ختم قرآن و فراگرفتن مقدمات صرف و نحو در خدمت استاد دانا و فرزانه «سيد علاءالدين حسيني» از «قشلاق‌سفيد» از توابع ديواندره شروع به آموختن علوم ديني نمودند . در همان سنين جواني در خدمت استادش رسالة ايساعوجي در علم و منطق را مطالعه و آن را به فارسي ترجمه كرده بود .

ادامه نوشته

آیا ثواب تلاوت قرآن به مردگان می رسد؟

آيا ثواب تلاوت قرآن به مردگان مي‌رسد؟
س : آيا ثواب تلاوت قرآن به مردگان مي‌رسد؟و قرآن خواندن بر قبرستان‌ها براي مردگان تأثيري دارد؟ و آيا اين عمل از قرآن و سنّت صحيح ثبوتي دارد؟ و آيا پول‌گرفتن براي قرآن خواندن جايز است؟ و آيا جلسات قرآن‌خواني كه براي اموات مي‌گيرند، درست است؟ و آيا در تعزيه بايد سوره‌ي فاتحه و اخلاص و يا سوره‌اي از قرآن خوانده شود؟
ادامه نوشته

بیماری یا سحر؟؟؟

امروزه تعدادی زیادی از ما هستیم که نمی دانیم چه زمانی به سحر مبتلا شده ایم یا سحر؟برای اینکه تشخیص بدهیم که مشکل بیماری است یا سحر مطلب زیر را بخوانید.

ادامه نوشته

آیا واقعا من شهادت را میطلبم؟؟؟


ادامه نوشته

غدیر خم از دیدگاه اهل سنت

یکی از وقایع بسیار مهم در اسلام غدیر خم می باشد تا آن جا که موضوع بسیار بحث انگیز در میان فرق و مذاهب می باشد.غدیر خم از اهمیت بالایی در میان مسلمانان برخوردار است که اگر فرد مسلمان اطلاعات درست و کامل در این مورد نداشته باشد العیاذ بالله به گمراهی می رسد.
ادامه نوشته

چند مقاله و مطلب مفید اسلامی

۱-حکم دعای دسته جمعی بعد از نمازهای فرض

۲-حقوق مرد بر زن(شهید شیخ علی دهواری رحمة الله عليه)

ادامه نوشته

چند مقاله و مطلب مفید اسلامی

  1. اخلاق
  2. توحید در گذر تاریخ
ادامه نوشته

چند مقاله و مطلب مفید اسلامی

اشنایی با احادیث ضعیف رایج در مردم
ادامه نوشته

نصیحت مادری به دخترش هنگام فرستادن او به خانه بخت

نصيحت مادري به دخترش

هنگام فرستادن او به خانه‌ي بخت

در تاريخ اسلام ارزش زن همواره درپرتو آيات قرآن و سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم و راه و روش سلف صالح وگذشتگان مؤمن آشكار بوده است. زناني كه همواره درپي تربيت نسلي مؤمن، متعهد، و مجاهد از هيچ تلاشي دريغ ننموده‌اند.

وظايفي را شريعت پاك محمدي برعهده‌ي زن گذاشته كه كمتر از وظايف مردان نيست، اگر چه نحوه و نوع آن‌ها متفاوت است.

اگر مردان وظيفه دارند بوسيله‌ي گرم نگه داشتن سنگرهاي دفاعي در ميدان جهاد از كيان اسلام دفاع كنند، زنان با تربيت فرزنداني كه سنگرداران فرداي اسلام باشند، دراين وظيفه و اجر شريك مردانند، و نيز باتربيت دختراني كه فردا و فرداها مادران كساني خواهند شد كه وظيفه‌ي دفاع از دين، عقيده و كيان اسلام را برعهده خويش گرفته از فدا نمودن جان خود در اين راستا دريغ نورزند.

همچنان‌ كه مردان سلف صالح اسوه‌ي بعدي‌ها بوده و هستند زنان آنها نيز بزرگترين اسوه‌ها براي زنان مسلمان در طول تاريخ بوده‌اند.

اينك پاي سخن يكي از زنان مسلمان مي‌نشينيم كه هنگام فرستادن دخترش به خانه بخت او را نصيحت نموده است- و بجاست هر جمله‌ي آن با آب طلا نوشته شود-عمرو بن حجر، پادشاه كنده از ام‌ اياس بنت عوف شيباني خواستگاري كرد، وقتي كه شب زفاف فرا رسيد مادرش امامه بنت حارث در تنهايي او را نصيحت كرد و پايه‌هاي زندگي مشترك سعادتمند و وظايف او نسبت به شوهرش را شرح داد و گفت: دخترم اگر نصيحت به خاطر رعايت ادب ترك مي‌شد، آن ‌را به خاطر تو ترك مي‌كردم، اما نصيحت يادآور فرد غافل و ياور عاقل است، و اگر زني پيدا مي‌شد كه به خاطر ثروتمند بودن پدر و مادرش و نياز آن‌ها به او، از شوهر بي‌نياز شود تو از همه‌ي زنان بي‌نيازتر بودي ولي بايد بداني كه زنان براي مردان و مردان براي زنان آفريده شده‌اند.

دخترم! تو از محيطي كه درآن متولد شده و پرورش يافته‌اي جدا مي‌شوي، و كاشانه‌اي كه در آن بزرگ شده‌اي پشت سر مي‌گذاري و به آشيانه‌اي مي‌روي كه آن را نمي‌شناسي و همنشيني خواهي داشت كه بدان الفت نگرفته‌اي و او مالك و مراقب تو خواهد بود، پس براي او كنيزي باش تا او هم براي تو غلامي فرمانبردار باشد و در برابر او همواره ده خصلت را حفظ كن كه برايت ذخيره و اندوخته‌اي خواهد شد:

1و2. با قناعت به وي، در برابر او تسليم باش و به وي دل سپار، و از او فرمانبرداري كن، و گوش شنوا داشته باش.

3و4. مواظب چشم و بيني او باش، تا چشم او بر زشتي تو نيافتد، و از تو فقط بوي خوش به مشامش برسد.

5و6. مواظب وقت خواب و غذايش باش، چون گرسنگي پي‌درپي غضب را شعله‌ور مي‌كند، و پريدن ازخواب خشم را بر مي‌انگيزد.

7و8. از ثروت و دارايي او نگهداري كن و زيردستان و خانواده‌اش را مورد لطف و عنايت خود قرار بده، چون ملاك امر در مال، حسن تقدير، و در خانواده حسن تدبير است.

9و10. از دستور او سرپيچي و اسرار او را فاش مكن، چون اگر با او مخالفت كني آتش خشم در سينه‌اش بر افروزي، و اگر اسرار او را فاش كني از خيانت و غدر او ايمن نخواهي شد، از خوشحالي نزد او هنگامي‌ كه نارحت است و همچنين از افسردگي نزد او هنگامي‌كه خوشحال است پرهيزکن.

شيخ علي دهواريرحمة الله عليه

زندگينامه محمد بن صالح العثيمن

ابن عثیمین

ابوعبدالله محمّد بن صالح بن محمّد بن سلیمان بن عبدالرحمن العثیمین تمیمی نجدی معروف به محمّد صالح ابن عثیمین در چهاردهم ژوئن سال ۱۹۲۵ میلادی، برابر با بیست و هفت رمضان سال ۱۳۴۷ هجری قمری در شهر عنیزه واقع در ایالت قصیم در پادشاهی عربستان سعودی متولّد شد. او در محضر شیخ محمّد بن عبدالعزیز مطوّع توحید و فقه و نحو عربی را آموخت. در نزد شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی تفسیر و اصول و فرائض تحصیل کرد.عبدالرحمن بن علی بن عودان، محمّد امین شنقطی، شیخ عبدالعزیز بن ناصر رشید ، عبدالرحمن افریقی از مدرّسان وی در بلاغت و ادبیات عرب بودند. در سال ۱۳۳۰ هجری، به ریاض رفت و در نزدعبدالعزیز بن باز تحصیل فرائض و احکام کرد. در ۱۳۷۰ هجری، در دانشگاه اسلامی عنیزه شروع به تدریس کرد. در سال ۱۳۷۶ هجری، پس از وقت عبدالرحمن سعدی، به عنوان امام و خطیب جمعه مسجد جامع عنیزه منصوب شد. پس از مدتی شیخ ابن عثیمین به عنوان خطیب مسجد الحرام در مکّه برگزیده شد. او در سال‌های ۱۳۸۴و ۱۳۸۵ هجری به ایراد سخنرانی در دانشگاه امّ القری مکّه در مسائل فقهی، عقیدتی، حدیث و تفسیر پرداخت و شرح آثار ابن تیمیه و ابن القیّم را آغاز کرد. سپس به عنوان رییس دانشگاه شریعت امام محمّد بن سعود در قصیم برگزیده شد. او همچنین در مجلس شریعت و اصول دانشگاه قصیم و هیئت علمای کبار عربستان عضویت داشت. او که در هشتم فوریه ۱۹۹۴ از سوی ملک فیصل نشان خدمت به اسلام هدیه گرفت، از پیروان محمد بن عبدالوهاب و دعوت سلفیه در توحید است. او در روز چهارشنبه پانزدهم شوال ۱۴۲۱ هجری قمری برابر با دهم ژانویه ۲۰۰۱ در سن هفتاد و چهارسالگی در گذشت. او در مکّه دفن شد و شیخ عبدالعزیز بن عبدالله بن باز بر جنازه وی نماز گزارد.

آثار وی:

۱- تفسیر آیات الکرسی ۲- تفسیر عمّ جزء قرآن کریم ۳- تفسیر سورهٔ بقره ۴- تفسیر سورهٔ کهف ۵- کتاب العلم(مجموعه حدیث) ۶-شرح ریاض الصالحین ۷-جامعة الحدیث(مجموعه حدیث) ۸- عقیدة اهل السنة و الجماعة ۹-صفات الله و اسمائه الحسنی ۱۰-قول مفید علی کتاب التوحید ۱۱- شرح کشف الشبهات ۱۲- شرح عقائد الواسطیّة ۱۳- شرح عقائد السماویة ۱۴- شرح لمعات الاعتقاد ۱۵-شرح اصول الإیمان ۱۶- شرح اصول الثلاثة ۱۷-فتاوی لارکان الاسلام ۱۸- مجموعة الفتاوی ۱۹- شرح زاد المستغنی ۲۰- عمدة الأحکام

الجهاد فی سبیل الله

جهاد در راه خدا

(إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقِاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفّاً کَأَنَّهُمْ بُنْیِان مَرْصُوص؛(1).
خداوند کسانی را که در راه او در صف واحدى، صفی هم چون بنیانی محکم و به هم پیوسته، جهاد می کنند، دوست می دارد).
گروهی از غرب زدگان که تحت تأثیر تمدن خیره کننده ماشینی و صنعتی غرب واقع شده اند، می خواهند همه مسائل اسلامی را طبق دلخواه آنان تفسیر کنند، بلکه به همه چیز از دریچه فکر آنان بنگرند، گرچه در این پیروی وتقلید نابه جا، فرسنگ ها از حقیقت دور بیفتند.
در این افراد، عقده حقارت و خود کم بینى، که معلول پیشرفت غرب در صنعت و تکنیک می باشد، طرز تفکر خاصی به وجود آورده، و همگی چنین فکر می کنند: همان طوری که باید صنعت و تکنیک را از غرب آموخت، باید معارف ومعتقدات دینی را نیز طوری توجیه و تفسیر کرد که در کام ملت غرب شیرین شود و مورد پسند جهان غرب قرار گیرد.
این طرز تفکر، آنان را بر این داشته است که بسیاری از معارف برجسته آیین آسمانی اسلام را، که برای ملل مادی اروپا و آمریکا قابل هضم نیست، به صورت ناصحیحی توجیه کنند، تا از این رهگذر - البته به گمان خود - هم اصالت و شخصیت شرقی و اسلامی خود را حفظ نمایند و هم سخنی را که در کام آنان تلخ و ناگوار، و احیاناً مورد اشکال وطعن باشد، نگویند.
در آیین اسلام موضوعاتی به نام (وحى)، (معجزه)، (فرشته) و... مطرح می باشد. وجود این حقایق نورانی با براهین محکمی درجای خود به ثبوت رسیده است، ولی از آن جا که فرهنگ مادی اروپا، به این موضوعات از دریچه انکار و یا شک می نگرد، غرب زدگان ما حقایق نامبرده را طوری توجیه می کنند که بر مقیاس های صد در صد مادی جهان غرب منطبق باشد؛ مثلاً می گویند:
وحی جز تجلی شعور باطن و ضمیر مخفی پیامبر،(2) و یا جز نبوغ فکرى، چیزی نیست، و می گویند: منظور از فرشته در تمام موارد قرآن، همان قوای طبیعی است که بشر در طول کاوش های خود به آن دست یافته است.(3).

نمونه دیگر از این طرز فکر.
جای گفتگو نیست که یکی از قوانین استوار اسلام، که ضامن بقا و پیشرفت آن در طول تاریخ بوده، همان تشریع قانون جهاد است. جهاد - چنان که در آینده تشریح خواهیم کرد - گاهی جنبه دفاعی دارد، و احیاناً با شرایط خاصى، جنبه ابتدایی و تعرضى؛ یعنی گاهی بدون این که دشمن متعرض مسلمانان گردد، رهبر مسلمانان (پس از اعلام و ابلاغ اسلام و روشن ساختن افکار مردم و اتمام حجت های عقلی و شرعى) دست به حمله ابتدایی می زند و یک چنین حمله ابتدایی - چنان که بعداً تشریح خواهیم کرد - هرگز با اصول عقلی و انسانی و قوانین جهانی و مسأله آزادی مخالف نیست. ولی برخی اصرار دارند که جهاد را فقط به عنوان یک حربه دفاعی توصیف نمایند و تمام جهادهای اسلامی را در دوران رسالت پیامبر و خلفای اسلام، به دفاع از کیان وحوزه اسلام مربوط دانسته و جهاد ابتدایی وتعرضی را به کلی منکر شوند.

اسلام هرگز آیین شمشیر نبود.
طراحان این شبهه همان مبشران مسیحی اند که آن را از قانون جهاد استنتاج کرده و غزوات پیامبر اسلام و خلفا را بر آن گواه آورده اند؛ در صورتی که در آینده خواهیم گفت وجود جهاد ابتدایى، گواه بر آن نیست که اسلام به زور شمشیر پیشرفت کرده است و استنتاج چنین امری از قانون جهاد اسلام، صددرصد غلط می باشد و روشن خواهیم ساخت که هدف از غزوات،تحمیل اسلام بر مردم نبوده است (اگر آنان چنین نتیجه غلطی را از قانون جهاد، وغزوات پیامبر اسلام گرفته اند، جای تعجب نیست، بلکه عجب این جاست که طراحان این شبهه، کاری جز جنگ و خونریزی و استعمار و چپاول نداشتند، حتی مقدس ها و پاپ ها و تارک دنیاهای آنها، چنان فشار و تحمیل عقیده و انگزیسیون بازی بر سر غیر مسیحی و مسیحیان معروف به انحراف، وارد آورده اند که از خشونت های تاتار و مغول کمتر نبوده است).(4).

جهاد امری فطری است.
اگر حیات یک موجود زنده و ساده مانند گیاه را در گرو مبارزه با عوامل زیادی بدانیم که حیات و بقای آن را تهدید می کند، اگر تعریف زیست شناس معروف فرانسوى، بیشو را درباره زندگی بپذیریم که می گوید: حیات، مجموعه اعمالی است که بر ضد مرگ می جنگند. اگر مرگ و فرسودگی و میل به یک نواختی را لازمه سیر طبیعی بدانیم و پدیده حیات و هر پدیده ضد مرگ و تکامل و رشد را مخالف جریان طبیعی و به سان شنا در جهت خلاف مسیر آب رودخانه تلقی نماییم، تصدیق خواهید کرد که هر پدیده اجتماعی و انقلاب فکری (ایدئولوژیک) چون پدیده زنده مادى، در پیدایش و بقای خود، به تلاش های وسیعی نیاز دارد که بدون آن ادامه وجود برای آن ممکن نیست؛ زیرا در انقلاب های فکرى، منافع گروه هایی به خطر افتاده خواه ناخواه، به معارضه و مبارزه بر می خیزند، و جنگ رخ می دهد در این موقع، جنگ اصلی حیاتى، که ضامن بقا و رشد و نموِّ آن مکتب فکری است، تلقی می گردد.
اصولاً حساب دین از حساب یک مکتب فلسفی و یا علمی جداست. نزاعی که یک مکتب فلسفی به پا می کند، از دایره مناقشات لفظی و احیاناً انتقادات کتبى، تجاوز نمی کند، ولی آیینی که می خواهد تمام نظامات پوسیده را درهم بریزد، و مراسم کهن وعقاید فاسد را زیر و رو کند و نظام نوی را به جای نظام کهنه بنشاند، چنین فکر و هدفی بدون درگیری و جنگ، جامه عمل به خود نخواهد پوشید.
کدام انقلاب جهانی و منطقه ای بدون خونریزی و جنگ و نبرد به ثمر رسیده است آیا انقلاب کبیر فرانسه یک انقلاب بدون جنگ بود انقلاب هند کم کشته داد انقلاب روسیه در بر چیدن نظام کهن، بدون خونریزی صورت گرفت و استقلال آمریکا برای ملت آن ارزان تمام شد!.
نهضت راسخ و انقلاب ثمربخش، در میام ملل جهان، که لطمه شدیدی بر مطامع اقوام و گروهی وارد می سازد و یا آنان را از مراسم کهن و راه و رسم دیرینه باز می دارد، طبعاً جنگ و درگیری را به دنبال دارد.(5).

جهاد دفاعى، نخستین چهره جهاد در اسلام.
به عقیده زیست شناسان اساس حیات هر موجود زنده ای روی سه اصل استوار است:
1 . استنشاق هوای آزاد و جذب غذا؛.
2 . نمو و تولید مثل. هم چنان که می بینیم یک نهال، یک هسته، یک سلول حیوانی نمو و تولید مثل می نماید؛.
3 . دفع مضر و مزاحم و مواد زاید، وتلاش و نزاع طبیعی برای بقا.
این سه اصل در تمام موجودات زنده مطابق ساختمان وجودی آنها وجود دارد، ولی باید توجه کرد که رشد و نمو و بقای یک پدیده اجتماعى، از این سه اصل نیز مستثنا نیست و رسوخ و گسترش و بقای یک عقیده، از این اصول - که ضامن بقا و حیات آن است - بی نیاز نیست.
گرچه اسلام، به عقیده ما مسلمانان پدیده ای اجتماعی نیست، بلکه پدیده ای آسمانی و دعوت الهی است، ولی در بقا و رشد و نمو، از این سه اصل بی نیاز نیست و با سایر پدیده های اجتماعی تفاوتی ندارد؛ زیرا وقتی هدف اسلام دگرگون کردن افکار و عادات و حقوق و امتیازات و مقامات باشد، چنین انقلاب وسیعی درمیان تمام قشرهای اجتماع، از تهدید گروه هایی که مطامع و سود مادی آنان از طرف اسلام به خطر می افتد و تغییر عادات دیرینه و مراسم کهن برای آنها امری مشکل و سخت می باشد، مصون نمی ماند و خواه ناخواه دسته های گوناگونی متعرض آن می شوند.
در این صورت اسلام ناچار است از اصل سوم حیات، حداکثر استفاده را بنماید و زنجیر دفاعی خود را مستحکم تر سازد، واى انقلاب اصلاحی در نطفه خفه گردیده دیری نمی پاید که فروغ و گرمی آن به خاموشی و سردی می گراید.
ما این نکته اساسی را در نخستین آیه ای که درباره جهاد وارد شده به خوبی درمی یابیم. در این آیه، نکته تشریع جهاد همان پاسخ به تعرضات دشمنان دانسته شده و اجازه داده شده که مسلمانان از خود دفاع کنند:
(أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدِیر ُ الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیِارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِى أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ...؛(6).
به کسانی که به جنگ کشانده می شوند اجازه دفاع داده شده است؛ زیرا آنان افرادی مظلوم و ستمدیده اند وخداوند بر نصرت آنان توانا ست. آنان (افراد مجاهد) کسانی هستند که بدون جهت از دیارشان اخراج شده اند جز این که (جرم آنان این بود) می گفتند: پروردگار ما خداست).این آیه به خوبی نشان می دهد، که نخستین انگیزه تشریع جهاد، این بود که مسلمانان پس از تمرکز در مدینه از حقوق خود دفاع و هر نوع ستم را از خود دفع نمایند.
این نکته درآیات دیگری نیز منعکس است، که فقط به نقل و ترجمه یک آیه اکتفا می نماییم:
(وَقِاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ ولاتَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛(7).
با کسانی که با شما نبرد می کنند، در راه خدا جنگ کنید، ولی مراقب باشید که از حد تجاوز نکنید. خدا تجاوز کاران را دوست نمی دارد).
در این دو آیه، نخستین چهره جهاد برای ما نمایان و روشن می شود و این که فلسفه تشریع آن در صدر اسلام، پاسخگویی به زور گویانی بود که مسلمانان را از آزادی عقیده و تمام لذایذ مادی و معنوی باز داشته بودند.

نمونه هایی از جهاد دفاعی.
از روزی که پیامبر اسلام در مدینه استقرار یافت و جوانان انصار دور او را گرفتند و افراد پاک دلی از نقاط مختلف به دیدار او شتافته و آیین او را از جان و دل پذیرفتند و اجتماع کوچک، اما نیرومندی را در برابر مشرکان تشکیل دادند، همواره موجودیت مسلمانان و کیان و تشکیلات آنان را گروه های مشرک مورد حمله و هجوم قرار می دادند: در زمان حیات پیامبر شهر مدینه و اطراف آن پیوسته مورد هجوم سپاه شرک قرار گرفت و لشکر دشمن اطراف مدینه را محاصره کرد. در جنگ بدر و اُحد و خندق، جز داخل شهر، همه نقاط تحت تصرف سپاه بت پرست در آمد و دفاع جانانِ ای را که مسلمانان در سرزمین بدر انجام دادند، به منظور جلوگیری از پیشرفت دشمن به سوی مدینه بود.
فقها این گونه نبردها را، که برای دفاع از موجودیت و حقّ حیات اسلام و مسلمانان و یا برای سرکوبی هرگونه جنبش های ضدّ اسلامى، که در میان قبایل در شرف تکوین بود، صورت می گرفت (جهاد دفاعى) می نامند.
اکثر غزوات پیامبر و یا دسته هایی که برای پراکنده ساختن اجتماعاتی که به فکر حمله به مدینه بودند، اعزام می شدند، جنبه دفاعی داشت؛ یعنی در اکثر این نبردها هدف پاسخ به حملات دشمن بود؛ و یا منظور این بود که نهضت های ضدِّ اسلامی در حال تکوین و دسته بندی را، خفه سازند و پیش از آن که به مدینه حمله آورند و یا به جمع اسلحه و نفرات موفق گردند، از هم پراکنده کنند.
روی این نظر، بسیاری از اندیشوران تصور کرده اند که همه جهادهای اسلامى، جهاد دفاعی بوده و هرگز در اسلام جهاد تعرضی و ابتدایی وجود نداشته است. این استنتاج، معلول بررسی این نوع غزوه هاست وگرنه دلیلی ندارد جهاد تعرضی و ابتدایی که از مسلمات فقه اسلام و صریح آیات قرآنی است، مورد انکار قرار گیرد. ما در آینده به بررسی دلایل جهاد ابتدایی و علل و انگیزه های آن خواهیم پرداخت.

امتیازات جهاد دفاعی.
قانون جهاد که برای نخستین بار در اسلام به عنوان یک قانون دفاعی چهره گشود، مشخصات و امتیازات آن ضمن آیه ای بیان شده است و شایسته است که خود این امتیازات به تنهایى، مورد بحث و بررسی قرار گیرد:
(وَقِاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَلاتَعْتَدُوا إِنَّ اللّهَ لایُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛(8).
در راه خدا با کسانی که با شما نبرد می کنند، جهاد بنمایید (ولی مراقب باشید) که از حد تجاوز نکنید...).
دقت در جمله های این آیه ما را به امتیازات سه گانه جهاد دفاعی واقف می سازد و به طور غیر مستقیم به پاره ای از اشکالات و اشتباهات که در اذهان افراد غیر مطلع وجود دارد، پاسخ روشن می دهد. امتیازات جهاد دفاعی با جمله های زیر بیان شده است.
1 . انگیزه جهاد و هدف آن: (فِی سَبِیل اللّهِ؛ در راه خدا).
2 . جنگ با کدام دسته (الّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ؛ با کسانی که با شما نبرد می کنند).
3 . حدود و مرز این دفاع: (وَلاتَعْتَدُوا؛ ازحد تجاوز نکنید).
اکنون به اجمال درباره هر یک از این امتیازات بحث می نماییم:

امتیاز نخست: این آیه می رساند که حساب جهاد اسلامی از کشور گشایی جداست؛ جهاد اسلامی - اعم از دفاعی و تعرضی - برای خدا و جلب رضای خداوند صورت می گیرد. جهاد نوعی عبادت است که باید از روی نیت پاک انجام شود، انگیزه ای جز خدا در کار نباشد؛ هرگز نظر این نباشد که نفوذ مادی وسلطه ظاهری را گسترش دهند و یا کشوری و یا منطقه ای را ضمیمه کشوری و یا منطقه دیگری بنمایند، و اگر احیاناً درگذشته بر صدها هزار نفر از مردم حکومت می کردند این بار بر میلیون ها نفر از مردم حکومت کنند؛ بلکه جهاد، (جهاد دفاعى) نوعی تحرک اجتماعی مفید و مقدس، برای حفظ کیان و موجودیت اسلام است، و در این که انگیزه در جهاد، کسب رضای خداست، میان دفاعی و ابتدایی تفاوتی نیست هر چند بحث ما فعلاً درباره بیان مشخصات جهاد دفاعی است. از این جهت باید توجه کرد هر فتح و پیروزیی که در زمان رسول خدا و یا خلفای بعد از او صورت گرفته است انگیزه و هدفی جز حفظ موجودیت اسلام و یا برداشتن موانعی که بر سر راه تبلیغ آیین اسلام بود، نداشته و هرگز قابل قیاس با کشور گشایی اسکندر مقدونی و پیروزی های ژنرال های اروپایی نیست؛ زیرا آنان در فتوحات خویش هرگز انگیزه الهی و قصد بسط نفوذ و گسترش آیین حق نداشتند، بلکه زیادی طمع و آز، آنها را به نبردهای خونین و جنگ های منطقه ای و یا قاره ای وا می داشت. این امتیاز در بسیاری از آیات وارد شده است، از جمله:
(الَّذینَ آمَنُوا یُقِاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقاتِلوُنَ فِی سَبِیلِ الطّاغُوتِ؛(9).
افراد با ایمان در راه خدا جهاد می کنند و افراد کافر در راه بت ها (به منظور طغیان و تجاوز) نبرد می نمایند).
باز یادآور می شویم: در این که باید انگیزه در جهاد، کسب رضای الهی باشد، میان جهاد دفاعی و تعرضی فرقی نیست، حتی هنگامی که گروهی از مجاهدان بنا به عادت غلط جاهلیت، برای گردآوری غنیمت جنگى، جهاد می کردند، شدیداً از طرف خدا مورد توبیخ قرار گرفتند و آیه زیر در مذمت آنان نازل گردید:
(...تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیِا وَاللّهُ یُرِیدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزیز حَکِیم؛(10).
شما مال دنیا ومتاع مادی می خواهید، ولی خداوند آخرت را برای شما خواهان است. خداوند عزیز و حکیم است).

امتیاز دوم: مسلمانان در جهاد دفاعی باید فقط با کسانی که نبرد می کنند، به نبرد بپردازند.
ولی چنان که بعداً تذکر خواهیم داد، در تشریع (جهاد تعرضى) این شرط معتبر نیست و حکومت اسلامی می تواند، برای برداشتن هر نوع مانع از سر راه تبلیغ آیین اسلام و برای به دست آوردن محیط های آزاد برای تنویر افکار و ترویج آیین توحید و... لشکر کشی کند ولو مردم آن منطقه در فکر جنگ و کارزار با مسلمانان نباشند.

امتیاز سوم: همان حد و مرزی است که آیه 19 سوره بقره بیان می کند، و آن این که در این پیکار نباید از حد عدالت تجاوز نمود، هرگز نباید به فکر تعدی افتاد؛ زیرا تعدی از شعب ظلم است و جهادی که برای خداوند عادل صورت می گیرد، باید از هر نوع ستم عاری باشد. در این شرط نیز جهاد دفاعی و تعرضی یک سانند و هرگز نباید مجاهدان اسلامی کاری انجام دهند که عقل و شرع آن را به عنوان تجاوز وخروج از حد عدالت محکوم سازند.
قرآن به همین مقدار اکتفا نکرده و صریحاً یادآوری می نماید، که هر نوع تجاوز در جهاد اسلامی باید محدود به مقدار تجاوز دشمن باشد و هرگز نباید خشم و انتقام جویی و کینه توزى، زمام کار را از دست مجاهد بگیرد و او را به تجاوز و تعدی وادار سازد، هم چنان که می فرماید:
(...فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیْکُمْ واتَّقُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛(11).
هرکس به شما تجاوز کرد، شما به مقدار تجاوزش به او پاسخ دهید و از عذاب خدا بپرهیزید و بدانید خدا با کسانی است که متقی و پرهیزگار باشند).
شاید همین مقدار بحث در مورد جهاد دفاعی کافی باشد. فعلاً موقع آن رسیده است که درباره جهاد ابتدایی و تعرضی که برای گروهی سنگین است، بحث نماییم.

انگیزه تشریع جهاد ابتدایی.
انگیزه تشریع جهاد ابتدایی در اسلام، در صورتی روشن می شود که از نزدیک واقعیت این مکتب جهانی را لمس کرده و به نقش آن در اصلاح اجتماع و هدف های عالی آن، واقف گردیم.
دو اصل است که می توان آن را اساس دعوت اسلام شمرد و اسلام به هیچ قیمت حاضر نیست این دو اصل را نادیده بگیرد:
1 . آزاد ساختن بشر از پرستش هر نوع معبود جز خداوند، و در حقیقت این مطلب اساس تمام شرایع آسمانی نیز هست و هر پیامبری که می آمد اساس دعوت او را جمله (...مالَکُمْ مِنْ إِلِهٍ غَیْرُهُ...؛(12) برای شما معبودی جز او نیست) تشکیل می داد.
اسلام به همه جهانیان اعلام کرده که، معبودی در صفحه هستی جز خدا نیست و خدای آسمان و زمین یکی است، چنان که می فرماید: (وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلِه وفِی الأَرْضِ إِلِه...)(13)؛ یعنی معبود آسمان و زمین اوست.
2 . روی زمین باید حکم خداوند، حاکم باشد و جز اراده و قوانین و شرایع او نباید چیز دیگری برافکارو قلوب اجتماع حکومت کند و هر نوع حکومت و تشریع و قانون گذاری که از قوانین آسمانی الهام نگیرد، ملغا و بی اثر خواهد بود و اسلام در صورتی تمام کتب و شرایع پیامبران گذشته را به رسمیت می شناسد، که پیروان آنها، عملاً از آنها الهام بگیرند و احکام آنها را بازیچه افکار و تمایلات و منافع مادی خود قرار ندهند وانحراف از این اصل را نوعی پرستش غیر حق دانسته و به عموم اهل کتاب به زبان پیامبر اسلام چنین اعلام کرده است: (...وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ...؛(14) برخى، برخی دیگر را معبود نگیریم).
به یقین نصارا و یهود، رهبران مذهبی خود را نمی پرستیدند ولی چون آنها قوانین آسمانی را طبق تمایلات خود، تحریف و جمعی نیز، از آنان پیروی می نمودند از این نظر، عمل آنها را نوعی پرستش غیر خدا خوانده است. عدی بن حاتم در حالی که صلیب در گردن داشت به حضور پیامبر رسید و حضرت آیه (اتَّخَذُوا أَحْبارَهُم وَ رُهْبِانَهُم أرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ؛(15) (مسیحیان) علمای خود و تارکان دنیا را معبودهای خود اتخاذ کرده اند) را می خواند. وی با لحن اعتراض به آن حضرت گفت: ما هرگز کشیشان و تارکان دنیا را پرستش نمی کنیم. حضرت در پاسخ او فرمود: آنان حلال خدا را حرام و حرام او را حلال می نمایند، و شما نیز بدون چون و چرا از آنان پیروی می کنید، از این نظر آنان را با عمل خود می پرستید.(16).
این دو اصل از اصول اساسی اسلام است و این آیین، سعادت بشر را در گرو این دو اصل می داند و به هیچ قیمت از آن دو اصل عدول نمی کند و تاکنون کسی منافع این دو اصل و زیان های خلاف آن را منکر نشده است.
شایسته است قطعه تاریخی زیر را - که می تواند روشنگر اهمیت و حساسیت این دو اصل اساسی باشد - در این جا نقل کنیم: هنگامی که نیروهای اسلام مرزهای حکومت ایران را، به محاصره در آوردند، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ایران، از سعد وقاص، فرمانده نیروهای مسلمان، نماینده ای طلبید که از هدف و انگیزه جهاد اسلامی - که در نظر او تهاجمی بیش نبود - سؤال هایی بنماید. نماینده مسلمانان انگیزه جهاد اسلامی را برای او چنین تشریح کرد:
ما آمده ایم بندگان خدا را از پرستش معبودهای باطل باز داشته و به عبادت و بندگی خدای یگانه و رسالت پیامبر او، محمد(ص)دعوت نماییم.(17) ما آمده ایم بندگان خدا را از بندگی مخلوق نجات داده و به بندگی خدا سوق دهیم.(18).
ما آمده ایم شما را با دعوت به اعتقاد به روز باز پسین و رستاخیز، از فشار و محدودیت دنیا برهانیم و عدل و دادگری را جای گزین ستم آیین های باطل سازیم.(19).
در سه روزی که رستم فرخزاد با سه نماینده مختلف گفتگو کرد، سخن همه آنها یکی بود و همگی بر کلام خود افزودند که، اگر دو اصل را بپذیرید، ما از همین نقطه باز گشته و کشور شما را به خودتان وا می گذاریم.

ضامن اجرای این دو اصل حیاتی چیست.
به طور مسلم این دو اصل حیاتی در نقاط مختلف جهان مخالفان بی شماری دارد که به عناوین مختلف نمی خواهند این دو اصل را بپذیرند: از یک طرف، حکومت های باطل و سازمان های مادی با اشاعه این دو اصل مبارزه نموده و با گسترش این آیین، صد در صد مخالفت خواهند ورزید و از طرف دیگر، علاقه مردم به رسوم نیاکان و روش گذشتگان خود، سدّ دیگری در برابر اشاعه طرز فکر اسلامی است و در نتیجه این دو مانع بزرگ، جلو تأثیر قلم و بیان را می گیرد و ندای مبلغان و گویندگان و مبلغین اسلامی را در گلوها خفه می سازد.
اکنون تکلیف اسلام در برابر این دو مانع بزرگ چیست! اگر اسلام یک مکتب فلسفى، یک روش کلامى، یک دکترین سیاسى، یک برنامه حزبی برای گروهی یا نژادی و... بود هرگز لازم نبود که به فکر شکستن این موانع و درهم کوبیدن سازمان های مادی بشری - که سدّ راه تبلیغ و روشن شدن مردمند - باشد، بلکه کافی بود تمام افکار و خلاصه دعوت خود را در صفحاتی نوشته، به محافل علمی و سیاسی عرضه کند، خواه کسی آن را بپذیرد یا نپذیرد.
ولی اگر اسلام بر خلاف پندار خاورشناسان، نظام نو الهی و آسمانی است که در پرتو این اصول می خواهد نظام صحیح و آسمانی خود را جای گزین نظام های فاسد بشری سازد در این صورت صحیح نیست دست روی دست بگذارد و در انتظار بخت و شانس و تمایلات باطنی مخالفان بنشیند.
اشتباه معترضان در این است که تصور کرده اند نظریه اسلام، به سان نظریه های سقراط و ارسطو و یا فرضیه های دانشمندان است که صاحب نظریه باید افکار محافل علمی را به نظریات خود متوجه سازد و دیگر لازم و یا صحیح نیست به سلاح دست بزند، و سازمان های مقاوم و مخالف خود را تحت فشار در آورد. آنان در این اندیشه سخت در اشتباهند. پیامبر فرستاده خداست و ازناحیه او مأموریت دارد جامعه بشری را از فساد و بت پرستی نجات بخشد و زمین را مرکز حکومت و سلطه الهی گرداند و احدی جز از ناحیه اش بر مردم حکومت نکند، عدالت و مساوات در برابر فرمان قانون را بسط دهد. در این صورت چاره ای جز این ندارد که برای پیشرفت مقاصد خود، برای این که مبلغان آیین او، درمحیط آزاد به تبلیغ آیین اسلام بپردازند و افکارمردم و اذهان آنان را روشن سازند، سازمان های مادی و نظامات فاسد بشری را - که مانع تبلیغ و گسترش این آیین هستند - با نیروی عظیم نظامی درهم شکند و راه را برای تبلیغ صحیح و مطمئن باز کند.
بنابراین، جنگ و نبرد که زیر لوای جهاد در راه خدا صورت می گیرد، برای این نیست که مردم را ملزم سازد که به آیین اسلام ایمان بیاورند و به زور وجبر به آن معتقد شوند؛ زیرا ایمان و اعتقاد از امور قلبی و روانی است و امور روانی بدون پیدایش مبادی عقیده و تمایلات باطنی انسان، به زور و فشار، جامه عمل نمی پوشد.

--------------------------------------------------------------------------------
1
.صف (61) آیه 4.
2.فرید وجدى،، دائرة المعارف، ماده (وحى).
3.المنار، ج‏1، ص 267 - 274.
4. اسلام مکتب مبارز و مولد، ص‏9.
5. ر. ک: همان.
6. حج (22) آیه 39 و 40.
7. بقره (2) آیه 190.
8. بقره (2) آیه 190.
9. نساء (4) آیه 76.
10. انفال (8) آیه 67.
11. بقره (2) آیه 194.
12.اعراف (7) آیه 59.
13.زخرف (43) آیه 84.
14. آل عمران (3) آیه 64.
15. توبه (9) آیه 31.
16. مجمع البیان، ج‏3، ص‏1.
17.جمله اول به اصل نخست و جمله دوم به اصل دوم اشاره دارد و متن عربی قسمت اخیر چنین است:
(و إخراج العباد من عبادة العباد إلی عبادة اللّه و من ضیق الدنیا إلی سعتها ومن جور الأدیان إلی عدل الإسلام).
18.جمله اول به اصل نخست و جمله دوم به اصل دوم اشاره دارد و متن عربی قسمت اخیر چنین است:
(و إخراج العباد من عبادة العباد إلی عبادة اللّه و من ضیق الدنیا إلی سعتها ومن جور الأدیان إلی عدل الإسلام).
19. الکامل، ج‏2، ص‏341.

تعریف جهاد

بسم الله الرحمن الرحيم
تعریف جهاد : جهاد در لغت از کلمه ( جهد) به فتح یا ضم جیم به معنی قدرت و مشقت و سختی است . و اجتهاد ، به معنی نهایت سعی برای چیزی بدست آوردن . اما در دین و شریعت دو نوع تعبیر دارد .الف : تعبیر خاص که منظور آن بکار گرفتن نهایت سعی و تلاش در قتال و جنگ با کفار و طاغیان است .ب : تعبیر عام طبق تعریف ابن تیمیه رحمه الله می گوید :« جهاد ، حقیقت سعی و تلاش در بدست آوردن آنچه الله آنرا دوست می دارد از باورها و کردارهای نیک و دفع آنچه الله برآن خشم می گیرد مثل کفر و فساد و طغیان. » کتاب مجموع الفتاوی 10/191با این تعریف هر آنچه که مومن در بدست آوردن آن درراه ایمان به الله و فرمانبری او تلاش نماید مثل مقاومت در برابر شر و بدیها و انحرافات ، ثابت قدم ماندن در دین الله ، استقامت در مقابل وسوسه های شیطان ، از جمله جهاد در راه الله محسوب می شود .
انواع جهاد
:جهاد طبق تعبیرهایش اینگونه تقسیم می شود :
1-
جهاد بانفس : با کسب علوم شرعی که منجر روشنایی بصیرت انسان می گردد و با استقامت براعمال نیک مبنی بر علم صحیح ، راه درست زیستن برای انسان واضح و روشن می شود
.و از جمله جهاد با نفس : ایستادن در برابر خواسته های نفسانی و تمایلات درونی انسان برای غوطه ور شدن در اعماق شهوتهای حرام می باشد و الله تعالی در آیه 69 سوره عنکبوت می فرمایند : {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا} ( کسانی که در راه ما تلاش و جهاد نمایند، آنان را به راههای خود رهنمود می کنیم) .و همچنین از جمله جهاد با نفس : بخشیدن مال و خرج نمودن در راههای خیر بطور عام و بخشش برای جهاد فی سبیل الله بطور خاص می باشد . الله سبحانه در آیه 60 سوره انفال می فر مایند :{وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ } ( هر آنچه در راه الله صرف نمایید ، پاداش آنرا به تمام و کمال به شما داده می شود و هیچگونه ستمی نمی بینید) .
2-
ایستادگی در برابر شیطان : شیطان انسان را با شبه های گمراه کننده و میل به حرام اغواء می کند که مقاومت در برابر مکرهای شیطان نوعی از جهاد محسوب می شود
.
3-
تلاش و مجاهدت در مقابل فاسقین : بوسیله دعوت دادن به اعمال نیک و نهی کردنشان از اعمال بد و آنها را با بهترین روش توجیح و راهنمایی نمودن
.
4-
تلاش و کوشش در برابر افراد منافق صفت : که با امر به معروف و نهی از منکر و شبهات آنان را باطل کنیم و و بی ارزش و پوچ بودن ادعا های آنان را اعلام کنیم
.
5-
ایستادگی در برابر کفار : با دعوت دادن و جنگیدن با آنها به کتاب ( زاد المعاد ابن قیم 3/5) مراجعه شود
.
فضیلت جهاد
:جهاد و جنگ و پیکار با کفار در راه الله قله و بالاترین درجه اسلام است و بوسیله این فریضه دینی بود که پرچم اسلام در شرق و غرب بر افراشته شد واین امر از بالاترین و مهمترین عملهایی است که قرب و نزدیکی به الله را بدنبال دارد و از بارزترین عبادتها است .و برای بلند شدن کلمه الله مشروع شده و یک نوع راهی برای دعوت عموم مردم است و آیات و احادیث زیادی دال بر فضیلت این امر مهم وجود دارد ، در آیه 111 سوره توبه می خوانیم { إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ }
(
بیگمان الله جان و مال مومنان را در برابر بهشت خریداری می کند ، اینکه در راه الله بجنگند و بکشند و کشته شوند . این وعده ای است که الله در تورات و انجیل و قرآن ، وعده راستین آنرا داده است و چه کسی از الله به عهد خود وفا کننده تر است ؟ پس به معامله ای که کرده اید شاد باشید و این پیروزی بزرگ و رستگاری سترگی است
).و در آیه 20-21-22 سوره توبه می فرمایند : {الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ٭ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيمٌ ٭خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ }
(
کسانیکه ایمان آورده اند و مهاجرت کرده اند و درراه الله با جان و مال جهاد نموده اند دارای منزلت والاتر و بزرگتری در پیشگاه الله هستند و آنان رستگاران و به مقصود رسندگان می باشند . ) (پروردگارشان آنان را به رحمت خود و خوشنودی و بهشتی مژده می دهد که در آن نعمتهای جاودانه دارند .) ( همواره در بهشت جاودانه می مانند بیگمان در پیشگاه الله پاداش بزرگی موجود است
.) و همچنین در آیه 169 تا 171 سوره آل عمران می فرمایند : {وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ٭ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ٭ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ } ( و کسانی که در راه الله کشته می شوند مرده مشمار ، بلکه آنان زنده اند و به ایشان نزد پروردگارشان روزی داده می شود ) ( آنان شادمانند از آنچه که الله به فضل و کرم خود به ایشان داده است و خوشحالند بخاطر کسانی که بعد از آنان مانده اند و به ایشان نپیوسته اند همانا ترس و هراسی بر ایشان نیست و آنان اندوهگین نخواهند شد .) ( شاد و خوشحالند بخاطر نعمتهایی که الله به آنان داده است و فضل و کرمی که به ایشان روا دیده است و همانا الله اجر و پاداش مومنان را ضایع نمی کند .)امام بخاری مسلم و از ابو هریره رضی الله عنه روایت می کنند از پیامبرسوال شد چه کاری برتر و بهتر است ؟ فرمودند ( ایمان به الله و رسولش) گفته شد سپس چه چیزی ؟ فرمودند ( جهاد در راه الله ) . همچنین این دو بزرگوار از انس رضی الله عنه روایت می کنند (یک صبحگاه و یک شامگاه جهاد کردن بهتر است از دنیا وآنچه در آن است ) .
حکم جهاد
:علماء مسلمین براین هستند که جهاد با کفار و جنگیدن با آنها بخاطر نشر دین اسلام فرض کفایی است . یعنی زمانیکه گروهی این واجب را انجام دادند فرضیت و گناه آن از دیگران ساقط می شود . وبدلیل قول الله در آیه 95 سوره نساء {لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً...} ( مسلمانانیکه می نشینند با مسلمانانیکه با مال و جان در راه الله جهاد می کنند برابر نیستند الله مرتبه والایی را نصیب مجاهدان نموده است که بالاتر از درجه خانه نشینان است مگر اینکه خانه نشینان دارای غذری باشند...) ابن قدامه رحمه الله می گویند این آیه دلیلی است بر اینکه آنانیکه جهاد نرفته اند گناه کار نیستند . ( المغنی 13/6 )و الله تعالی در آیه 122 سوره توبه می فرماید : {وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ } ( شایسته نیست که مومنان همگی بیرون بروند بلکه بایستی از هر قوم و قبیله ای عده ای برای یادگیری تعلیمات اسلامی خارج شوند و هنگامیکه بسوی قوم و قبیله خود برگشتند آنان را بترسانند تا برحذر باشند )
حالاتی که در آن جهاد واجب می شود
:علماء گفته اند در سه حالت جهاد واجب می شود
1-
زمانیکه دو لشکر اسلام وکفربا هم روبه رو شدند دیگر حق نداری به معرکه پشت دهی ، در آیه 15و16 سوره انفال آمده : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ٭ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ } ( هنگامیکه با انبوه کافران روبه رو شدید بدانان پشت نکنید٭هر کس در آن هنگام به آنان پشت کند و فرار نماید گرفتار خشم الله خواهد شد و جایگاه او ، دوزخ خواهد بود و جهنم بدترین جایگاه است)
2-
زمانیکه کفار به شهر معین حمله ور شود بر اهل آن شهر جنگیدن واجب است زیرا دفاع از نفس واجب است . الله سبحانه در آیه 190 سوره بقره می فرماید: {وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ } ( و در راه الله بجنگید با کسانی که با شما می جنگند و تجاوز و تعدی نکنید
).
3-
زمانیکه ولی امر مسلمین گروهی را موظف کرد به اینکه برای جهاد به منطقه ای بروند ، همانطور که درآیه 38 و39 سوره توبه آمده {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ٭إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
}
(
ای مومنان ! چرا هنگامیکه به شما گفته می شود در راه الله حرکت کنید سستی می کنید و دل به دنیا می دهید ؟ آیا به زندگی این جهان به جای زندگی آن جهان خشنودید ؟ خوشی و کالای این جهان در برابر خوشی و کالای آن جهان چیز کمی بیش نیست ٭ اگر برای جهاد بیرون نروید الله شما را عذاب دردناکی می دهد قومی را جایگزینتان می سازد که جدای از شما آیند و هیچ زیانی به الله نمی رسانید و الله برهرچیزی توانا است
)
چه زمانی جنگ ، جهاد در راه الله محسوب می شود ؟جنگیدن و نبرد از دو قصد و نیت خارج نیست
:
1
ـ لبیک گفتن به دستور الله ، بخاطر انتشاز عقیده یگانگی و دفاع از حیثیت اسلام و سرزمین مسلمین و برای افراشته شدن کلمه الله ، در راه او قربانی شدن، جهاد در راه الله محسوب میشود
.
2
ـ اما نیتی بر عکس آن باشد ، مثل اینکه بخاطر شجاعت یا تعصب قومیت یا کسب ثروت و مال و یا شعارها و اهداف باطل ، بجنگد اینها هیچ کدام جزء جهاد در راه الله محسوب نمی شود
.

زندگى نامه محدث عصر علامه محمد ناصر الدين آلبانى رحمه الله علیه



زند گینامه محدث عصر علامه محمد ناصر الدين آلبانى رحمه الله
علامه محدث محمد ناصر الدين آلباني در سال 1333هـ.ش مطابق با 1914م در شهر «آشکو دره» پایتخت حکومت آلبانی در خانواده ای فقیر, متدین و اهل علم دیده به جهان گشود.

بسم الله الرحمن الرحيم

زندگى نامه محدث عصر علامه محمد ناصر الدين آلبانى رحمه الله
علامه محدث محمد ناصر الدين آلباني در سال 1333هـ.ش مطابق با 1914م در شهر «آشکو دره» پایتخت حکومت آلبانی در خانواده ای فقیر, متدین و اهل علم دیده به جهان گشود.
پدرش «نوح نجاتی» بعد از اینکه دروس دینی را در مدارس دینی آستانة قدیم «استانبول» امروزی, پایتخت دولت عثمانی فرا گرفت, برای خدمت دین و آموزش مردم به سرزمینش آلبانی بر گشت, و مردم برای یادگرفتن امور شرعی به وی مراجعه می کردند.
مهاجرت به شام:

دیری نگذشت که حکومت آلبانی را فردی لائیک بنام احمد زوغو بدست گرفت, و مسلمانان تحت فشار شدیدی قرار گرفتند, او کشف حجاب و پوشیدن لباسهای غربی را اجباری نمود, همین مسأله باعث شد تا پدر شیخ وعدة کثیری برای حفظ دین و ایمان وآیندة فرزندان به فکر هجرت بیفتند. و شهر دمشق را که در سرزمین شام قرار دارد انتخاب نمودند. آنهم بخاطر فضائلی که سرزمین شام از آن بر خوردار است و دعایی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم در حق آن سرزمین روایت شده است.
آغاز زندگی علمی:

محمد ناصر الدین کودکی 9ساله بود که همراه پدرش به شام هجرت نمود. وبرای اولین بار به مدرسه ابتدائی «اسعاف خیری» در دمشق پا گذاشت, اما چون پدرش نظام آموزشی مدرسه را برای فرزندش کافی و کامل نمیدانست, پس از پایان دوره ابتدائی وی را از مدرسه بیرون نمود, و خودش با یک برنامه ریزی دقیق, علمی و فشرده به آموزش وی همت گماشت, و قرآن, تجوید, نحو و صرف وفقه مذهب حنفی به وی آموخت.
همچنین محمد ناصر الدین بعضی از علوم دینی وعربی را نزد بعضی از دوستان پدرش مثل شیخ «سعید برهانی» فرا گرفت.
وهنگامیکه علامه حلب در آن زمان شیخ «راغب طباخ» از نبوغ و علاقه ی وی به علم حدیث مطلع گردید برای بزرگداشت و اعتراف به فضل و بزرگی اش اجازه روایت حدیث به وی اعطا فرمود.
شیخ هنوز بیست بهار از عمر مبارکش نگذشته بود که پس از مطالعه مجله «المنار» برشته تحریر شیخ رشید رضا, بسوی علم حدیث روی آورد. از زبان خود شیخ بشنویم که میگوید: روزی در یکی از کتابفروشی ها یک شماره از مجله «المنار» را دیدم, که در آن سید رشید رضا, درباره ی کتاب احیاء علوم الدین غزالی, وخوبیها و اشکالاتی که در این کتاب وجود دارد بحثی علمی نموده بود, من برای اولین بار چنین نقد علمی را میدیدم, همین مسأله باعث شد تا تمام مجله را بخوانم, و آنگاه تخریج حافظ «عراقی» را بر کتاب «احیاء علوم» مطالعه وبررسی کنم, وچون پول خریدن کتاب را نداشتم آنرا به عاریت گرفتم و خواندم, وقتی که آن تخریج دقیق را دیدم, تصمیم گرفتم از آن کتاب نسخه برداری کنم, وگمان میکنم این کوشش و تلاشی که در این راه صرف نمودم مرا تشویق کرد, و به ادامه این کار علاقمند ساخت.
وشیخ اولین کار علمی خود را بر کتاب حافظ «عراقی» (المغنی عن حمل الأسفار, تخریج احیاء علوم) آغاز نمود. وبعدها میفرمود:«از لطف و مرحمت خداوند در این کتاب فوایدی بسیار پیدا کردم.
شیخ ناصر حرفه ساعت سازی را از پدر آموخت و در این فن استادی ماهر گردید, و از این راه امرار معاش می نمود.
وشیخ می گفت:«نعمتهای خداوند بر من بیشمار است, شاید مهمترین آنها دو تا باشد: هجرت پدرم به شام و آموزش حرفه ساعت سازی به من».
شیخ هر چه بزرگتر می شد, ومعلومات وی افزوده می گردید, به همان اندازه عطش علمی او افزایش می یافت و به کتاب و مطالعه گرایش بیشتری پیدا میکرد, وبرای رفع این عطش علمی راه مطالعه را در پیش گرفت, چون کتابهای مورد احتیاج خود را نمی توانست خریداری نماید, ونیز در میان کتابهای پدرش یافت نمی شد, به بزرگترین کتابخانة شام یعنی «کتابخانه ظاهریه» روی آورد, در آن کتابخانه علاوه از کتابهای چاپی هزاران جلد از نسخه های خطی ونادر وجود داشت.و شیخ مانند یک کارمند کتابخانه در تابستان و زمستان روزانه شش تا هفت ساعت برای مطالعه و نسخه برداری در آنجا می نشست و با همتی خستگی ناپذیر مشغول مطالعه و جستجو و نُت برداری شد, بطوری که ساعت کار کامندان کتابخانه تمام می شد و لی شیخ همچنان سرگرم مطالعه و بحث بود. بعد از مدتی کلید کتابخانه به ایشان داده و اتاقی به وی اختصاص داده شد, آنگاه قبل از کارمندان به کتابخانه می آمد و بعد از آنها بیرون می رفت, و گاهی آنقدر سرگرم بحث و مطالعه می شد که غذا خوردن را فراموش می کرد, و بعضی وقتها دکان ساعت سازی را می بست وبه کتابخانه می رفت و بیش از دوازده ساعت پی در پی به بحث و مطالعه می پرداخت, نتیجه این مطالعات و تحقیقات در تألیفات گرانبهای شیخ و در فهرست نمودن کتابهای حدیث که برای کتابخانة ظاهریه تهیه نموده بخوبی هویدا و آشکار است. حدیث و کلام رسول الله برای راهنمایی و ارشاد شیخ آلبانی بحدی مؤثر بود و به وی کمک نمود تا راه و روش سلف را انتخاب نماید و پرچم یگانه پرستی را بدوش بگیرد و باخرافات و شطحات صوفیگری به مبارزه بر خیزد و با پیروان آنها جدال ومناقشه نماید.
شیخ با برگزار کردن جلسه های علمی در مساجد و منازل, و همچنین مسافرت به شهرهای دیگر مانند «حلب», «لاذقیه», «حمص», «حماه», وغیره, توانست مردم را بسوی این دو اصل مهم قرآن و سنت به روش سلف دعوت دهد, و روح تحقیق و پژوهش در علم روایت و درایت را بین جوانان بار دیگر زنده نماید.
دعوت شیخ تنها در داخل کشور سوریه محدود نمی شد بلکه به کشورهای هم جوار و همسایه آن مانند «اردن» و«لبنان» نیز تأثیر گذاشت.

شیخ در دانشگاه اسلامی مدینه:

هنگامی که آوازه و شهرت شیخ در آفاق پیچید, و علم ومعرفت ایشان درباره ی علم حدیث بر سر زبانها افتاد, برای تدریس و استادی کرسی حدیث در دانشگاه اسلامی مدینه فرا خوانده شد و مدت 3سال در آن دیار مقدس تدریس نمود.
ولی حاسدین و حاقدین و درباریان وکسانی که با گسترش علم و آگاهی مخصوصاٌ علم حدیث و بررسی اسانید, - که شیخ از احیاء کنندگان آن بود- منافع خود را در خطر می دیدند آرام ننشستند, و با حیله ونیرنگ و دروغ و بهتان و تقرب به حکام, توانستند بیشتر از شش ماه شیخ را به زندان بیاندازند, و شیخ قبل از این هم در سال 1967م به مدت یکماه زندانی شده بود.
شیخ از خلوت زندان استفاده نمود. از آن جمله «صحیح مسلم» را مختصر نمود, قابل ذکر است که این غیر از آن مختصری است که امام منذری انجام داد که شیخ آن را تحقیق نیز نموده است.
زندان هرگز باعث نشد تا شیخ راه دعوت و مبارزه را رها نماید بلکه در زندان هم زندانیها را بسوی قرآن و سنت دعوت می داد, و در زندان نماز جمعه و جماعت بر پا می نمود.
شیخ آلبانی, بعد از آزادی از زندان مسیر دعوت و مبارزه را ادامه داد, تا اینکه اهل بدعت و درباریان عرصه را بر شیخ تنگ کردند تا آنجائی که شیخ مجبور به مهاجرت شد, آنگاه از سوریه به اردن هجرت نمود, وبعد دوباره به سوریه برگشت, و از آنجا به بیروت سپس به امارات و در نهایت به اردن رحل افکند و در شهر «عًمًّان» پایتخت اردن مسکن گزید.

تألیفات و تحقیقات:

شیخ کتابهای بسیاری را تحقیق و تخریج نموده, وکتابهای متعددی نیز تألیف نموده است, وبیشتر کتابهای شیخ تا بحال چاپ نشده است, فقط در حدود چهل کتاب تا بحال چاپ گردیده است.
ودر سال 1999میلادی جایزه بین المللی ملک فیصل بخاطر خدمات ارزنده ی وی درباره کتابهای حدیث و سنت پیغمبر اکر r به وی تعلق گرفت.
برخی از کتابهای شیخ عبارتند از:
1-صلاة العیدین 2- مناسک الحج 3- فهرس مسند الإمام احمد 4- نقد نصوص حدیثیة فی الثقافة الإسلامیة 5-الحدیث حجة بنفسه فی العقائد والأحکام 6- منزلة السنة فی الإسلام 7- سلسلة الأحادیث الصحیحة فی الإسلام 8- سلسلة الأحادیث الضعیفة 9-خطبة الحاجة 10- صفة صلاة النبی r 11- إرواء الغلیل 12- تمام المنة فی التعلیق علی فقه السنة 13-ظلال الجنة 14-نیل المرام 15-صحیح الجامع الصغیر وزیادته 16-نصب المجانیق ودهها کتاب دیگر.

شاگردان شیخ:

شیخ شاگردان بسیاری را تربیت نموده و عده ای بیشمار از محضر ایشان کسب فیض نمودند که ما برخی از معروفترین آنها را ذکر می کنیم:
1- حمدی عبدالمجید 2- عبدالرحمن عبدالخالق 3- دکتر عمر سلیمان الأشقر 4- خیرالدین وائلی 5- محمد عید عباسی 6- محمد ابراهیم شقره 7- عبدالرحمن عبدالصمد 8- مقبل بن هادی الوادعی 9- زهیر الشاویش 10- علی خشان 11- محمد جمیل زینو 12- علی حسن عبدالحمید 13- أبو اسحاق الحوینی 14- محمد ابراهیم الشیبانی 15- دکتر عاصم القریوتی

بیماری و وفات:
شیخ در اواخر حیاتش دچار بیماریهای سختی شدند بحدی که در روز وفات وزن ایشان کمتر از 30 کیلوگرم شده بود, ولی با این وجود از فضل و کرم خداوند عقل و حافظه و ذهنش سالم بود وکسانی که به عیادتش می آمدند برخی را با نام و برخی دیگر را با شکل و قیافه می شناخت. در ایام بیماری هر گاه احساس می کرد که کمی حالش بهتر است به بحث و جستجو و مطالعه مشغول می شد واگر توانایی نداشت به یکی از فرزندان و یا کسانی که اطراف او بودند دستور میداد که فلان کتاب را بیاورید و برایم بخوانید.
و اینچنین شیخ بزرگوار 60 سال از عمر مبارکش را در خدمت قرآن و سنت رسول الله r سپری نمود تا اینکه قبل از غروب آفتاب روز شنبه در 22جمادی اول 1420 مطابق با 2/10/1999 در سن 85 سالگی دعوت حق را لبیک گفت, و دار فانی را بسوی سرای باقی شتافت. روحش شاد و راهش پررهرو باد.