بسم الله الرحمن الرحيم

سؤال: آيا دعاي دسته جمعي بعد از نمازهاي فرض از پيامبر(e) و صحابه(y) ثابت است يا خير؟ لطفاً جواب را با ارائه‌ي ادله‌اي از قرآن و سنّت و اقوال علما بيان نماييد.

جواب: خداوند متعال در قرآن مجيد مي‌فرمايد:)و لكم في رسول الله اسوة حسنة(

و پيامبر خدا(e) فرموده اند:) من احدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد( رواه بخاري ترجمه: هر كس در دين ما نوآوري كند چيزي را كه از دين نباشد مردود است( و مورد قبول واقع نمي‌شود.) بديهي است كه در زمان رسول خدا(e) و صحابه و تابعين دعاي دسته جمعي پس از نمازها نبوده است و اين مسئله از مسائلي است كه بعدها بوجود آمده است و طبق فرموده‌ي رسول خدا(ص) از امور محدث يا به عبارتي بدعت بحساب مي‌آيد كه بايد از آن پرهيز شود امّا مطلق دعا كردن پس از نمازهاي فرض از پيامبر ثابت است و دعا كردن در اين وقت از مواردي است كه به اجابت نزديك است و شايان ذكر است كه رسول خدا(ص) عملاً نحوه‌ي صحيح دعا كردن را به امت آموزش داده است كه يكي از ان موارد دعاي انفرادي مي‌باشد.

پس از اين مقدمه شايسته است فتاواي برخي از علما را كه مورد قبول عامه است نقل كنيم. 1- مولانا انور شاه كشميري ايشان كه يكي از محققان و صاحب نظران در فقه حنفي است و براي اثبات مسائل فقهي احناف تلاش گسترده‌اي كرده است در شرح ترمذي كه عرف الشذي ناميده است مي‌گويد: بايد دانست دعايي كه در زمان ما پس از نمازهاي فرض و به شيوه‌هاي كذائي دستهايشان را بلند مي‌كنند در زمان رسول‌خدا(ص) بر آن پايه بندي و و مواظبت نشده است آري! دعا كردن پس از نمازهاي فرض بدون بلند كردن دستها به‌صورت انفرادي ثابت و متواتر است.(986.1) 2- مولانا خليل احمد سهارنپوري حنفي كه از بزرگان احناف است در شرح ابوداوود بذل المجهود مي‌نويسد: اين كه عموم امامان مساجد و مردم اعم از شافعي و حنفي پس از نماز دستهايشان را براي دعاي دسته جمعي بلند مي‌كنند هيچ توجيه و دليل شرعي ندارند.(138.3) 3- مولانا محمد يوسف بنوري حنفي در كتاب معارف السنن مي‌نويسد: در بسياري از شهرها دعا به‌صورت دسته جمعي و بلند كردن دستها پس از نمازهاي فرض رواج يافته و رسم شده است ولي اين شيوه در زمان پيامبر(e) بخصوص با پايه‌بندي و مواظبت نبوده است آري! مطلق دعا كردن پس از نمازهاي فرض بدون بلند كردن دستها و به غير دسته جمعي از پيامبر(e) ثابت است.(409.3) 4-علامه حمويحنفي در ألاشباه و النظائر مي‌نويسد: بلند كردن دستها در دعا به‌صورت دسته جمعي بدعت است. ابن حجر در اين مورد گفته است:كه دعا به‌صورت مذكور بدعت است. من هم مانند ابن حجر مي‌گويم بدعت است و حق همين است و شكي درآن نيست، زيرا تعريف بدعت بر آن صدق مي‌كند.(ص400) 5- علامه مجدالدين فيروز آبادي در سفر سعادت مي‌گويد: اينكه ائمه‌ي مساجد پس از نماز دعاي دسته جمعي مي‌كنند از عادات پيامبر(e) نبوده و در اين باب هيچ حديث صحيح و ثابتي نيست.(ص90) 6- مولانا عبدالحي لكهوي در مجموع الفتاوايش مي‌نويسد: اين شيوه‌اي كه در زمان ما رواج يافته كه امام پس از نماز دستهايش را بلند كرده و مقتديها آمين مي‌گويند در زمان پيامبر(e) نبوده است.(100.1) 7- امام شاطبي در الإعتصام مي‌نويسد: يكي از اقسام بدعت‌ها را مي‌توان لازم گرفتن دعا بعد از نمازهاي فرض نام برد كه به‌صورت دسته جمعي در مساجد دعا مي‌كنند و در همه جا ديده مي‌شود.(ص253) و در جاي ديگري مي‌گويد: اگر پاي‌بند كردن به دعا پس از نمازها براي حاضرين در مساجد صحيح و جايز مي‌بود. پيامبر(ص) براي انجام آن از هر كس ديگر شايسته بود. 8- سيد رشيد رضا مصري در احكام دعا كردن امام پس از نمازها و آمين گفتن حاضرين اگر به اين نيت باشد كه از سنّت‌ها و فضايل نماز است جايز نيست.

تخريج: مولوي اسحاق حسين‌بر - دارالحديث امام بخاري( رحمة الله عليه) سراوان- آسپيچ






حقّ مرد بر زن

شهيد شيخ علي دهواري(رحمة الله عليه)

حق مرد بر زن بسيار بزرگ است، رسول الله(r) اهميت آن را در فرمايشات روشن كرده است. حاكم و غيره از حديث ابوسعيد روايت مي‌كنند كه پيامبر(r) فرمود:) حق الزوج علي زوجته أن لو كانت به قرحة فلحستها ما أدت حقه([1] «حق شوهر بر همسرش آن قدر است كه اگر زخمي بر شوهرش باشد و‌آن را با زبانش پاك‌ كند باز هم‌حق او را ادا نكرده است».

زن خردمند و هوشيار زني است كه آن‌چه را خداوند و رسولش بزرگ دانسته‌اند بزرگ بداند و حق شوهرش را به خوبي ادا كند و در اطاعت از او كوشش نمايد، چون اطاعت از شوهر موجب وارد شدن به بهشت مي‌شود، پيامبر اكرم(r) مي‌فرمايد:)إذا صلت المرأة خمسها، و صامت شهرها، و حفظت فرجها، و أطاعت زوجها، قيل لها ادخلي الجنة من أي أبوابها شئت[2]( «اگر زن نمازهاي پنجگانه را به‌جا آورد و روزه‌ي رمضان را بگيرد و از زنا دوري كرده و از شوهرش اطاعت كند به او گفته مي‌شود از هر دري از درهاي بهشت كه مي‌خواهي داخل شو».

پس اي زن مسلمان دقت كن كه چگونه پيامبر(r) اطاعت از شوهر را از موجبات دخول به بهشت دانسته و آن را در رديف نماز و روزه قرار داده است، پس از او اطاعت كن و از نافرماني او بپرهيز، چون نافرماني از او، خشم خداي سبحان را همراه دارد. پيامبر اكرم(r) مي‌فرمايد: )و الذي نفسي بيده، ما من رجل يدعوا امرأته إلي فراشه فتأبي عليه إلا كان الذي في السماء ساخطاً عليها حتي يرضي عنها([3] «قسم به ذاتي كه جانم در دست او است هر مردي كه همسرش را به بسترش فراخواند و او سر باز زند، ذاتي كه در آسمان است از او ناراض مي‌شود تا وقتي كه شوهرش از او راضي شود».

پس اي زن مسلمان بر تو واجب است كه در هر چيزي كه شوهرت امر مي‌كند و خلاف شرع نيست از او اطاعت كني، البته با وجود اين، از افراط ورزيدن در فرمانبرداري بقدري كه منجر به ارتكاب معصيت شود، دوري كن، چون اگر در مخالف با شرع با او اطاعت كني گناهكار مي‌شوي.

از جمله فرمانبرداري در معصيت اين است كه مثلاً هنگام آرايش براي او، در كندن موي صورتت از او اطاعت كني چون پيامبر اكرم(r) زني را كه موي صورت زنان ديگر را مي‌كند و زني كه موي صورتش كنده مي‌شود را لعنت كرده است[4].

يا در برداشتن روسري هنگام خروج از خانه، از او اطاعت كني؛ چرا كه دوست دارد كه به زيبايي شما در ميان مردم افتخار كند، پيامبر اكرم(r) مي‌فرمايد:)صنفان من امتي أهل النار لم أرهما، قومٌ معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات مميلات، مائلات رؤسهن كأسنمة البخت المائلة، لا يدخلن الجنة و لا يجدن ريحها، و إن ريحها ليوجد من مسيرة كذا و كذا[5]( «دو دسته از امت من از اهل آتش‌اند كه هنوز آن‌ها را نديده‌ام، دسته‌اي كه شلاق‌هايي مانند دم گاو در دست دارند و با آن مردم را مي‌زنند و دسته‌اي ديگر زناني هستند كه در عين اينكه لباس بر تن دارند، عريان هستند، از اطاعت خدا روي‌گردان هستند و مردم را بر اين كار تشويق مي‌كنند، سرهايشان را مانند كوهان شتر خرامان خميده مي‌كنند. اين گروه از زنان وارد بهشت نمي‌شوند و بوي بهشت به مشامشان نمي‌رسد در حالي‌كه بوي آن از فاصله‌ي فلان و فلان به مشام مي‌رسد».

همچنين براي زن حرام است كه اگر شوهرش در زمان قاعدگي يا از طريق غير مشروع قصد آميزش جنسي با او داشت، از او اطاعت كند؛ چون پيامبر اكرم(r) مي‌فرمايد:)من أتي حائضاً أو إمرأة في دبرها، أو كاهناً فصدقه بما يقول فقد كفر بما أنزل علي محمد[6]( «هر كس در زمان قاعدگي يا از غير محل نسل با همسرش آميزش كرد يا نزد كاهني برود و آنچه را (كاهن) مي‌گويد تصديق كند، به آن‌چه بر محمد(r) نازل شده كافر شده است».

زن همچنين بايد در رفتن به ميان مردان و اختلاط و دست‌دادن به آنان از اطاعت شوهرش اجتناب كند، چون خداوند متعال مي‌فرمايد:)و إذا سألتموهن فسألوهن من وراء حجاب[7]( «هنگامي كه از آنان چيزي از وسايل منزل خواستيد از پس پرده از ايشان بخواهيد».

و پيامبر(r) مي‌فرمايد:)إياكم و الدخول علي النساء قيل يا رسول الله: أفرأيت الحمو- و هو قريب الزوج كأخيه و ابن أخيه و عمه و اين عمه و نحوهم- قال: الحمو الموت[8]( «از داخل شدن بر زنان بپرهيزيد، گفته شد اي رسول الله! نظرت درباره‌ي حمو (نزديكان شوهر برادر و پسر برادر و همو و پسر عمو و مانند آن‌ها) چيست؟ فرمود: حمو مرگ است».

پس هرچيزي را كه مخالف شرع پروردگار است بر اين اقياس كن، لذا به آنچه تو را به اطاعت از همسرت مجبور مي‌كند فريب مخور، بطوري‌كه در گناه هم از او پيروي كني، چون اطاعت در معروف است، و در نافرماني خالق نبايد از مخلوق پيروي شود.

2. حق ديگر شوهر بر همسرش اين است كه ناموس او را حفظ و از شرف خود مواظبت كند، و از مال و فرزندان و ديگر شئونات منزل همسرش پاسداري نمايد. به دليل فرموده خداوند متعال:)فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله[9] («پس زنان صالح آناني هستند كه فرمانبردار (اوامر خدا و مطيع دستور شوهران خود) بوده و اسرار (زناشويي) را نگه مي‌دارند چرا كه خداوند به حفظ (آن‌ها) دستور داده است». و پيامبر اكرم(r) مي‌فرمايد:)والمرأة راعية في بيت زوجها و مسئولة عن رعيّتها[10]( «و زن در خانه شوهرش نگهدار و در برابر زيردستانش مسئول است».

3. حق ديگر مرد بر زن آن است كه زن خود را براي شوهرش بيارايد و هميشه در رويش بخندد و عبوس نباشد و خودش را طوري نشان ندهد كه شوهرش از او بدش بيايد، طبراني از حديث عبدالله بن سلام روايت كرده كه پيامبر(r) فرمود:)خير النساء من تسرك إذا أبصرت، تعطيك إذا أمرت، و تحفظ غيبتك في نفسها و مالك[11]( «بهترين زنان زني است كه وقتي به او نگاه مي‌كني، تو را خوشحال و وقتي كه به او امر مي‌كني تو را اطاعت كند و در غياب تو حافظ خود و مال شما باشد».

بسي جاي تعجب است كه زن در خانه خود و در كنار همسرش به خودش نرسد، ولي هنگام خارج شدن از خانه در آراسته‌كردن خود مبالغه كند طوري‌كه در مورد او اين گفته صادق است كه: (ميمون خانه و آهوي خيابان) است، پس اي كنيز خدا! درباره‌ي خود و شوهرت از خدا بترس كه شوهرت مستحق‌ترين مردم به زينت و آرايش تو است. و پرهيز كن از اين‌كه خود را براي مردان نامحرم بيارايي؛ چون اين ‌كار نوعي بي‌حجابي‌و حرام است.

4. حق ديگر مرد بر همسرش آن است كه در خانه بماند و بدون اجازه شوهرش خارج نشود حتي اگر براي رفتن به مسجد باشد. به دليل فرموده خداوند متعال:)و قرن في بيوتكن[12](
«و در خانه‌هايتان بمانيد».

5. يكي ديگر از حقوق مرد بر زن اين است كه بدون اجازه شوهرش كسي را به خانه راه ندهد، به دليل فرموده رسول‌‌الله(r) كه فرمود:)فحقكم عليهن ألا يوطئن من تكرهون، و لا يأذن في بيوتكم لمن تكرهون[13]( «حق شما بر زنانتان اين است كه ناموستان را حفظ كنند و كسي را كه دوست نداريد به خانه‌هايتان راه ندهند».

6. حق ديگر مرد بر زن آن است كه از دارايي شوهرش مواظبت كند و بدون اجازه ا آن‌ را صرف نكند، به دليل فرموده‌ي پيامبر(r): )و لا تنفق امرأة شيئاً من بيت زوجها، إلا بإذن زوجها، قيل و لا الطعام؟ قال: ذلا أفضل أموالنا[14]( «زن نبايد از مال شوهرش مصرف كند، مگر اين‌كه شوهرش به او اجازه دهد، گفته شد حتي غذا؟ فرمود: آن بهترين اموالمان است».

بلكه حق شوهر بر همسرش اين است كه حتي از مال شخصي خود هم بدون اجازه شوهرش مصرف نكند. به دليل فرموده‌ي رسول الله(r): )ليس للمرأة أن تنتهك شيئاً من مالها إلا بإذن زوجها[15]( «زن نمي‌تواند در مال خودش تصرف كند مگر به اجازه شوهرش».

7. حق ديگر مرد بر زن آن است كه در حضور شوهرش روزه‌ي نفلي نگيرد مگر اين‌كه به او اجازه دهد؛ به دليل فرموده‌ي پيامبر اكرم(r): )لا يحل للمرأة أن تصوم و زوجها شاهد إلا بإذنه[16]( «جايز نيست كه زن در حضور شوهرش روزه بگيرد مگر به اجازه‌ي او».

8. حق ديگر مرد بر زن آن است كه وقتي زن از مال خود براي خانه يا فرزندانش مصرف مي‌كند بر شوهرش منت نگذارد چون منت نهادن اجر و پاداش را از بين مي‌برد، خداوند متعال مي‌فرمايد:)يا أيها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن و الأذي[17]( «اي كساني كه ايمان آورده‌ايد بذل و بخششهاي خود را با منت نهادن و آزار رساندن پوچ و تباه نسازيد».

9. حق ديگر مرد بر زن آن است كه به كم راضي شود و به آن‌چه موجود است قناعت كند و چيزي را كه خارج از توان شوهرش است از او نخواهد، خداوند متعال مي‌فرمايد: )لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله لا يكلف الله نفساً إلا ما آتاها سيجعل الله بعد عسر يسراً[18]( آنان كه دارا هستند از دارايي خود (براي زن شيرده به اندازه‌ي توان خود) خرج كنند و آنان كه تنگ‌دست هستند از چيزي كخ خدا بديشان داده است، خرج كنند. خداوند هيچ كسي را جز بدان اندازه كه بدو داده است مكلف نمي‌سازد، خداوند بعد از سختي و ناخوشي، گشايش و خوشي پيش مي‌آورد».

10. حق ديگر مرد بر زن آن است كه فرزندانش را به خوبي تربيت كند و در حضور شوهرش از فرزندانش ناراحت نشود و بر آن‌ها دعاي شر نكند و آن‌ها را دشنام ندهد چون اين

كار باعث ناخرسندي شوهرش مي‌شود، پيامبر اكرم(r) مي‌فرمايد:)لا تؤذي امرأة زوجها في الدنيا إلا قالت زوجته من الحور العين: لا تؤذيه قاتلك الله، فإنما هو دخيل عندك يوشك أن يفارقك إلينا[19](
«هر زني كه شوهرش را دنيا اذيت كند، همسرش از حوريان بهشتي مي‌گويد: خدا ترا بكشد! او را اذيت نكن! او اينك نزد تو است و به زودي از تو جدا مي‌شود و نزد ما مي‌آيد».

11. حق ديگر مرد بر زن آن است كه با پدر و مادر شوهر او خوش برخورد باشد؛ زيرا زني كه با پيامبر و مادر و نزديكان شوهرش بدي كند در واقع به شوهرش بدي كرده است.

12. حق ديگر مرد بر زن آن است كه هرگاه شوهرش ار را به بستر خودش فراخواند، امتناع نورزد، به دليل فرموده‌ي رسول‌الله(r): )إذا دعا الرجل إلي فراشه فلم تأته فبات غضبان عليها لعنتها الملائكة حتي تصبح[20]( «هرگاه مرد از همسرش خواست تا در بسترش حاضر شود و همسرش امتناع ورزيد و شوهرش از او خشمگين شد، ملائكه تا صبح او را لعنت مي‌كنند».

و در حديثي ديگر مي‌فرمايد:)إذا دعا الرجل زوجته لحاجته فلتأته و إن كانت علي التنور( «هرگاه مرد همسرش را براي نيازش فراخواند، بايد نزد او برود اگر چه بر تنور باشد(مشغول پخت و پز باشد)».

13. حق مرد بر زن آن است كه در افشاي اسرار خانوادگي خودداري كند. از مهمترين اسراري كه زنان در پوشيده نگه‌داشتن آن سهل‌انگاري مي‌كنند و آن را فاش مي‌كنند، اسرار و كارهايي است كه زن و مرد در بستر انجام مي‌دهند، در حالي‌كه پيامبر(r) از اين كار نهي كرده است. از اسماء بنت يزيد رضي الله عنها روايت است كه گفت: نزد پيامبر(r) بودم و زنان و مرداني هم دور او نشسته بودند، پيامبر اكرم(r) فرمود: :) لعل رجلاً يقول ما يفعل بأهله و لعل إمرأة تخبر بما فعلت مع زوجها؟ فأرم القوم فقلت: إي و الله يا رسول الله: إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون. قال فلا تفعلوا، فإنما ذلك مثل شيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها و الناس ينظرون[21]( « شايد بعضي از مردان و زنان اسرار زناشويي خود را بازگو كنند؟ مردم ساكت شدند، گفتم: بله، به خدا قسم اي رسول خدا! زنان و مردان اين كار را مي‌كنند، پيامبر(r) فرمود: اين كار را نكنيد چون اين كار مانند كار شيطاني نر است كه شيطاني ماده را در راه مي‌بيند و در حالي‌كه مردم به آن‌ها نگاه مي‌كنند، با او آميزش مي‌كند».

14. حق ديگر مرد بر زن آن است كه بر تداوم و گذراندن زندگي با او حريص باشد و بي‌مورد از او تقاضاي طلاق نكند. از ثوبان(t) روايت است كه پيامبر اكرم(r) فرمود: )أيما امرأة سألت زوجها الطلاق من غير ما بأس فحرام عليه رائحة الجنة[22]( «هر زني كه بدون سبب از شوهرش تقاضاي طلاق كند، بوي بهشت بر او حرام است».

و در حديث ديگري مي‌فرمايد: )المختلعات هن المنافقات[23]( «زناني كه خلع (تقاضاي طلاق) مي‌كنند، منافق‌اند».

اي زن مسلمان اين بود حقوق شوهرت بر تو؛ لازم است كه با تمام توان در اداي آن‌ها تلاش كني و از كوتاهي شوهرت در حق خودت چشم‌پوشي كني؛ چون با اين كار محبت و رحمت پايدار مي‌ماند و خانواده‌ها اصلاح مي‌شوند و با اصلاح خانواده‌ها جامعه اصلاح مي‌شود.

بر مادران واجب است بدانند كه از جمله وظايف آن‌ها اين است كه دخترانشان را به حقوق شوهرانشان آشنا كنند، و هر مادري بايد قبل از رفتن دخترش به خانه‌ي شوهر اين حقوق را به او يادآور شود؛ چون سنت زنان سلف‌رضي‌الله‌عنهن‌همين بوده است.



[1] صحيح (ص، ج 3148)، أ (247/227/16).

[2] صحيح: (ص.ج 660)، أ (250/228/16).

[3] صحيح: (ص.خ 7080)، م(1436-121-1610/2)

[4] متفق عليه خ(4886/630/8)، م(2125/1678/3)، د(4151/325/11)، نس(146/8)، ت(2932/193/4)، جه(1989/640/1).

[5] صحيح:(ص.ج 3799)،(مختصر 1388)، م(2128/1680/3).

[6] صحيح:(آداب الزفاف31)، جه(639/209/1) در روايت ترمذي (فصدقه بما يقول) وجود ندارد.

[7] الاحزاب (53).

5 متفق عليه خ(5232/330/9)، م(2172/1711/4)، ت(1181/318/2).

[9] النساء (34).

[10] قسمتي از حديث (والرجل را…) كه قبلاً بيان شد.

[11] صحيح: (ص.ج 3299).

[12] الاحزاب (33).

[13] اين حديث قسمتي از حديث (ألا إن لكم علي نسائكم حقاً…) است كه قبلاً بيان شد.

[14] حسن: (ص.ج 1859)، ت(2203/293/3)، د(3548/478/9)، جه(2295/770/2).

[15] آلباني اين حديث را در (الصحيحة،775) تخريج كرده و گفته است: تمام در كتاب (الفوائد 10/182/2) از طريق عنبه بن سعيد از حماد مولي بني أميه از جناح مولي وليد از وائله روايت كرده است، سپس گفته است: سند اين حديث ضعيف است ولي اين حديث شواهد ديگري دارد كه بر ثبوت آن دلالت مي‌كند أهـ.

[16] صحيح (ص.ج 7647)، خ(5195/295/9).

[17] البقرة (264).

[18] الطلاق (7).

[19] ت (1184/320/2)

[20] متفق عليه: خ(5194/294/9)، م(1436/1060/2)، د(2127/179/6).

[21] صحيح: (آداب الزفاف 72)، أ(237/223/16).

[22] صحيح: (الإرواء 2035)، ت(1199/329/2/2)، د(2209/308/6)، جه(2055/622/1).

[23] صحيح (ص.ج 6681)، (الصحيحة 632)، ت(1198/329/2).