آشنايي با احاديث ضعيف و موضوع رايج در ميان مردم

در اين شماره با حديثي موضوع-جعلي- آشنا مي‌شويم كه علي رغم بي‌اساس بودنش پيامدهاي ناگواري براي امت اسلامي بجاي گذاشته و هنوز هم بسياري از مسلمانان و حتي دعوتگران آن را بعنوان حديث براي مردم شرح وتوضيح ميدهند ، متن آن به شرح‌ زير است:«اختلاف امتي رحمه: « اين حديث‌ موضوع است»و نصر المقدسي‌آن را در
«الحجه»و بيهقي در الرساله الاشعريه بدون سند آورده‌اند. و نيز حليمي، قاضي حسين، امام حرمين و ديگران اين روايت را در كتابهايشان بدون سند ذكر كرده‌اند.

ر.ك. به( ضعيف الجامع الصغير و زيادته ش/230 )

اين روايت هيچ اصلي ندارد و بسياري از محدثين تلاش كرده‌اند كه سندي برايش پيدا كنند اما موفق نشده‌اند تا جايي كه سيوطي در جامع الصغير گويد:شايد در برخي از كتابها حفاظ تخريج شده كه بدست ما نرسيده است‌اين احتمال بعيد بنظر مي‌رسد زيرا لازمه‌اش اين است كه ما بپذيريم برخي از احاديث پيامبر(r) نابود شده و بدست امت نرسيده است، داشتن‌ چنين اعتقادي به هيچ وجه شايسته يك مسلمان نيست.

مناوي به نقل از سبكي‌گويد:«اين روايت نزد محدثين شناخته شده نيست و براي آن سندي صحيح، ضعيف و حتي موضوع –جعلي- پيدا نكردم و شيخ ذكرياي انصاري در تعليقش بر تفسير بيضاوي (ق92/2) سبكي را تاييد كرده

و آنگهي معناي اين روايت از نظر محققان نادرست‌ و باروح اسلام در تضاد است، علامه ابن حزم در «الاحكام في اصول الاحكام» (5/64) پس از اينكه حديثبودن اين عبارت را نفي مي‌كند ،‌مي‌گويد:«اين از مخر بترين و فاسدترين اقوال‌ است زيرا اگر اختلاف موجب‌ رحمت‌الهي باشد، قطعا اتحاد و اتفاق موجب غضب‌ است، هرگز مسلماني چنين چيزي نمي‌گويد، چون يا اختلاف درست است يا اتفاق، واگر يكي‌از آن‌ دو رحمت باشد قطعا ديگري غضب است.

و در جايي ديگر مي‌گويد: اين حديث ( قول‌باطل و دروغي است كه بنام پيامبر(r)گفته شده است)

يكي از پيامدهاي ناگوار اين روايت جعلي اينست كه: بسياري از مسلمانان اختلاف فقهي را تاييد مي‌كنند و بر خلاف دستورو وصيت ائمه، هرگز درپي بازگشت به قرآن و سنت صحيح نيستند و حتي مذاهب را – چنان كه مناوي در( فيض القدير) 1/209 تصريح كرده است -مانند: شريعتهاي متعدد مي‌دانند .

اين در حالي است كه آنان به خوبي مي‌دانند كه اسلام از اختلاف نهي كرده و امكان ندارد بتوانيم اين باور آنان را با نهي اسلام از اختلاف، سازگار بدانيم، مگر با رد يكي از اين دو و واينگونه تناقض گويي را به شريعت پاك اسلام نسبت داده‌اند، همين خود بيانگر اينست كه اين عقيده‌شان از دين خدا نيست و حتي اگر آنان در قرآن تامل مي‌كردند، كه خداوند مي‌گويد:«و لو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا» نساء/ 82 ) : يعني: اگراز سوي غير خدا آمده بود درآن تناقضات واختلافات فراواني پيدا مي‌كردند.) به وضوح مي‌دانستند كه اختلاف از جانب خدا نيست، پس به چه دليل جايز است كه آنرا شريعتي قرار داده و از آن پيروي كنند وحتي آنرا رحمتي بدانندكه از جانب خدا نازل شده است.

همين حديث جعلي و مانند اين كه همه موضوع‌ است1 موجب شده كه بيشتر مسلمانان پس از ائمه‌ي اربعه تا امروز در بيشتر مسائل اعتقادي و فقهي اختلاف داشته باشند و همانطور كه ابن مسعود و ديگران گفته‌اند، اختلاف شر است و بسياري از آيات و احاديث بر مذ‌مت اختلاف دلالت دارد،اگر آنان به مذموم بودن اختلاف عقيده مي‌داشتند: قطعا براي وحدت و اتفاق‌ -بصورت عملي- تلاش مي‌كردند و آنگاه با ترجيح ادله مي‌توانستند صحيح را از ناصحيح و حق را از باطل بشناسند و يكديگررا در اختلاف برخي مسائل فقهي فرعي معذور بدانند، اما اگر اختلاف رحمت باشد،ديگر نيازي به تلاش براي اتفاق نيست و تا زماني كه مذاهب را مانند شريعتهاي متعدد بر حق بدانند، هيچ‌گاه براي اتفاق تلاش‌ نمي‌كنند و اگر با چنين باوري هم تلاش كنند، به جايي نمي‌رسند.

خلاصه سخن اينكه: اختلاف در شريعت اسلام مذموم بوده، لذا واجب است تلاش كنيم تا جايي كه ممكن است از اختلاف پرهيز كنيم: زيرا اختلاف يكي از مهمترين اسباب ضعف امت اسلامي است، خداوند متعال مي‌فرمايد:«و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم» انفال/.46 يعني‌ :اختلاف و كشمكش نكنيد كه درمانده و ناتوان مي‌شويدو شكوه و هيبت شما از بين مي‌رود.) ولي راضي بودن به اختلاف و رحمت دانستن آن با آن دسته از آيات قرآن كه در آن‌ها اختلاف به صراحت مذمت شده، مخالف است و جواز اختلاف هيچ دليل و سندي بجز برخي روايت جعلي بي‌اصل از پيامبر(r) ندارد.

در اينجا اين سوال پيش مي‌آيدكه آيا صحابه كه افضلترين مردمند و اختلافاتي در ميانشان بوده را مي‌توان مذمت كرد؟

ابن حزم (t) در پاسخ اين سوال مي‌گويد:«هرگز مذمت مذكور صحابه را شامل نمي‌شود؛ زيرا هر يك از آنان براي رضاي خدا و در راه او تلاش مي‌كردند و همه بر عقيده‌ي حق بودند، لذا بخاطر نيت پاك و ارداه‌ي خيرشان به برخي يك پاداش و به برخي ديگر دو پاداش داده مي‌شود و اگر اشتباه هم كرده اند بدون قصد بوده وچون رسيدن وعمل به حق راكم نمي‌شمردند گنه كار نمي‌شوند امابه آناني كه‌ بر حق بوده اند دوپاداش داده مي‌شود و هر مسلماني كه تا قيامت اينگونه باشد وبرخي‌ مسايل ديني از او پوشيده بماند يا به او نرسد همين گونه است ومذمت مذكور و وعيد موردنظردرآيات وروايات كساني را در بر مي‌گيردكه حبل الله –قرآن – وسنت رسول الله(r) را پس از اينكه نصوص به آنان رسيده وحجت برآنان قائم شده ، ترك ، و ازكساني ديگر پيروي مي‌كنند وبه قصد اختلاف، بر تقليد از افراد اصرارمي ورزند و به تعصب وغيرت جاهليت دعوت مي دهند و با ايجاد تفرقه تلاش مي‌كنند كه قرآن وسنت را رد نمايند و فقط به همان آيات و رواياتي‌ عمل كنند كه موافق مذ‌هبشان است و اگر مخالف باشد آن را ترك، وبر جاهليتشان پافشاري مي‌كنند. آري! اختلاف كنند گان مذمت شده همينها هستند ..

برخي از منحرفان به جاي پيروي از قرآن و سنت، از رخصتهايي كه در تقليد علماي مختلف است، پيروي مي‌كنند، اينها نيز كساني هستند كه وعيد الهي شامل حالشان مي‌شود.

ادامه‌ي اختلافات در زمينه‌هاي مختلف، از دست‌آورده‌هاي همين‌گونه روايات جعلي و بي‌اساس است كه با آيات قرآن و روايات صحيح، مخالف است. بنابراين بايد مسلمانان هوشيار باشند و بدانند كه هرچه بنام پيامبر(r) گفته‌ مي‌شود، صحيح نيست و هر حديثي كه صحّت آن از پيامبر به اثبات نرسد، اعتبار شرعي ندارد.

السلسلة الاحاديث الضعيفة ح/57

1-ر.ك. به ( لا تكذب عليه متعمدا ) / تاليف علي بن رضا بن علي

برگرفته از نشریه سنت